[ 2867 ]
سفيداب :
اسم فارسى اسفيداج است .
[ 2868 ]
سفيداب يزدى :
اسم فارسى اسفيداج جصاصين است .
[ 2869 ]
سفيد مهره :
اسم فارسى قسمى ودع است .
[ 2870 ]
سفال :
اسم فارسى خزف است .
[ 2871 ]
سفيد خار :
اسم فارسى عوسج است .
[ 2872 ]
سقمونيا :
او را به عربى محموده نامند . عصاره نباتى است پر شير كه شاخههاى بسيار از يك بيخ مىرويد و او ، به قدر سه چهار ذرع بر زمين پهن مىشود و در بعضى مكان ، گاه باشد كه راست ايستد . ظاهر او با رطوبت چسبنده و برگش مثل برگ لبلاب و نرم تر و سبز و باريكتر از آن و گلش سفيد و مستدير و ميان تهى و ثقيل الرايحة و بيخش سفيد و به قدر زردك عظيم حجم كوتاه و بدبو و پر از رطوبت و چون ابتداى بيخ او را قطع كرده ، اطرافش را از خاك خالى كرده ، برگها فرش كنند ، رطوبت لبنى اودر برگها جمع شده ، بر دارند . بهترين او ، صاف سبك وزن پر سوراخ شبيه به اسفنج است كه زود ريزه شود و مايل به كبودى و زردى و سفيدى باشد و محلول او ، در آب سفيد شود و زبونترين او ، جرمغانى است كه از بلاد جرامغه خيزد و سياه او ، قتّال است و هر چه به صفات مذكوره نباشد ، مصنوع از شيرِ يتوعات خواهد بود و قوت غير مشوى ، تا سى سال باقى است و بعد از آن ، قوت مسهله زائل گرديده ، مدرّ مىشود و مشوى او را تا سه سال ، قوت باقى است و شرط است كه در ميان سيب و به و خمير ، تشويه كنند و با مثل او مصلحات ، استفاده نمايند مثل مصطكى و عود و كتيرا و زنجبيل و صبر و روغن بادام و « ابن تلميذ » ، سناى مكى و انيسون را بهترين مصلحات دانسته است و در محرورين با عصارهء گل سرخ و ربّ به استعمال نمايند و بايد مبالغه در سائيدن او نكنند كه باعث ضعف فعل اوست و در محرورين و ضعيف القلب و اطفال و ضعيف الاحشاء و در هواى بسيار سرد و بسيار گرم ، استعمال او نكنند اولى است .
در سوم ، گرم و در آخرِ دوّم ، خشك و مسهل صفرا و لزوجات مخلوط به آن و جاذب از اقاصى بدن و مقوّى فعل هر مسهل و به غايت سريع العمل و قاتل جنين و كرم معده و جالى و محلّل و مفتّح و مدرّ فضلات وجهت گزيدن عقرب ، شرباً و ضماداً ، نافع و با مثل او تربد چون با شير بنوشند جهت اقسام اخراج كرم معده و امعاء ، مجرب و با لاجورد جهت امراض سوداوى و با زنجبيل و تربد جهت مواد بلغمى ، نافع .