رسد به مرّات شتى بهتر از روغن بلسان و در او اسرار عجيبه است .
[ 2717 ]
زيتار :
ثفل روغن زيتون است كه او را در ظرف مس به حد غلظت بجوشانند و بعد از آن بفشارند .
در دوّم ، گرم و در افعال ، قوىتر از حضض و ضمادش جهت مفاصل و عرق النسا و نقرس و استسقا و التيام زخمهاى بدن لاغر و با شراب و ماء العسل جهت درد دندان و با نقيع ترمس جهت جرب دواب ، نافع و هر چند كهنه شود ، در افعال ، قوىتر و در ابدان مرطوبين ، مولد قروح است .
[ 2718 ]
زيت السودان :
روغن ثمرى است مثل بادام كوچكى و لوز البربر نامند و از درخت خارناك به هم مىرسد و خار مذكور او را دواب مىخورند و در عراق ، تنكس نامند و بادام كوهى نيز نامند و طعم روغن ، شيرين و خوشبو است .
در دوّم ، گرم و در اوّل ، تر و گويند خشك است . مولد خون صالح و ملطّف اخلاط و جهت امراض سوداوى و بارده مثل جنون و وسواس و فالج و خدر و ادرار فضلات و تفتيح سدد و اورام بارده ، نافع است و مؤلف « اختيارات بديعى » ، غير روغن لوزالبربر دانسته است .
[ 2719 ]
زيت الشلجم :
به لغت صعيد مصر ، روغن افنيقطس [ اقيقطس ] است .
[ 2720 ]
زيت الجبل :
به لغت نواحى مصر ، اسم نفط است .
[ 2721 ]
زيبق :
به فارسى سيماب و جيوه نامند . از جمله فلزات و معدنى است شبيه به نقرهء گداخته و از گداز سنگهاى سرخ شنجرفى به هم مىرسد و در بعضى بلاد بارده ، مثل مغرب و روم و اقليم هفتم ، قطرانى [ قطرتى ] است كه از خاك متكون مىگردد و در غير ظروف شيشه و سرب و قلعى و جلد سگ آبى و طلا و نقره معدوم مىشود .
در دوّم ، سرد و در سوم ، تر و با حدّت و قبض و استنشاق دود محرق او مولد فالج و بطلان سامعه و زردى رخسار و موجب فساد قوتهاى دماغى و گريزانيدن هوامّ و طلاى كشتهء او با تخم خربزه و بادام تلخ جهت جرب و حكّه و رفع جميع آثار و آكله و سعفهء رطبه و قروح سائله و رفع قمل ، مجرب و با كندر و راتيانج و موم و روغن زيتون جهت دانههاى آتشك ، از مجربات است و به دستور ، دود همين ادويه همين اثر دارد به شرطى كه به حلق و بينى و گوش نرسد و در يك هفته ، سه بار بخور كنند و غذاهاى نمك دار و