حرف السين
[ 2722 ]
ساذج [ سادج ] :
به هندى برهين نامند . برگى است بىساق و گل و در آبهاى ايستادهء بلاد هند مىرويد ، شبيه به برگ گردكان و مايل به سياهى و گويا غبار بر آن نشسته و خوشبو و بىچين و بىخطوط . گويند در غير بلاد هند نيز به هم مىرسد و قوتش تا سى سال باقى است .
در سوم ، گرم و در دوّم ، خشك و مدرّ بول و حيض و شير و عرق و مصلح حال معده و مقوّى احشاء و اعضاء و حافظ ارواح و اخلاط و مفرّح و مفتّح و مسمِّن و محلّل نفخ امعاء و جهت سيلان آب دهن و بدبويى آن كه از شركت معده باشد و خفقان و وسواس و جنون و وحشت و درد جگر مزمن و عسر ولادت و مشيمه و وجع فؤاد و تقويت حواس و يرقان و استسقاء و سپرز و حصاة و منع داخس و جميع امراض مقعد و رحم و در اكحال جهت بياض و سلاق و ظلمت بصر و ناخنه ، نافع و نگاه داشتن او در زير زبان جهت لكنت زبان ، مفيد و طلاى او با سركه جهت احتباس حيض و شير و رفع بدبويى زير بغل و كنج ران و تضميد كوبيده مطبوخ در شراب جهت تحليل ورم اجفان و گذاشتن او در ميان جامه و اقمشه جهت منع كرم زدن آن ، مؤثر .
مضرّ ريه و مصلحش مصطكى و مضرّ مثانه و مصلح آن ، شربت به و قدر شربتش تا يك مثقال و بدلش دو وزن او سنبل هندى است .
[ 2723 ]
ساج :
درختى است هندى و اهل هند ، ساكونه نامند . به قدر درخت چنار و سرخ رنگ و صلب و مايل به سياهى و كثير الورق و خوشبو و ثمرش به قدر فوفل و مستطيل و مؤلف « تذكره » او را فندق هندى دانسته است .
چوب او ، در سوم ، سرد و خشك و با اندك حرارتى و ضماد سائيدهء او با آب سرد