تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
[ 2561 ]

رية البحر :

چيزى است شبيه به شيشه و در كنار درياها يافت مىشود و ضماد او جهت نقرس و شقاقى كه از سرما به هم رسيده باشد ، نافع است . [ 2562 ]

ريش :

عبارت از پر طيور است . ذرور سوختهء اقسام آن جهت التيام زخمها ، نافع و موى بسيار نرم باز - كه كرك گويند - ، در قطع خون جراحتها ، قائم مقام موى نرم خرگوش است و چون از بيخ پر طيور ، آنچه بزرگ و سفيد و مجوف باشد جدا كرده ، بسوزانند و بشويند و خشك كنند ، نفوخ او جهت قطع خون رعافى كه از هيچ چيز منقطع نگردد آزموده است و در جميع نزف الدم ، بىعديل . [ 2563 ]

ريحان الكافور :

نباتى است در گل و ساق و شاخ ، شبيه به شب بو و برگش مثل برگ انار است و از آن ريزه تر و گلش كبود مايل به سفيدى و از جميع اجزاى او بوى كافور آيد . در دوّم ، گرم و خشك و بوييدن او محلّل رطوبات دماغى و ضماد او جهت درد سر و تحليل اورام و آشاميدن آب او مفتّح سدد و جهت يرقان و قطع سيلان خون اعضاء و ذرور او جهت قروح و جراحات ، نافع . مضر محرورين و مصلحش سكنجبين و قدر شربتش يك درهم و از آبش هفت درهم است . [ 2564 ]

ريحان سليمان :

گياهى است از جنس عشقه و بر درخت مىپيچد و هميشه سبز و شبيه به برگ لبلاب و دانه‌اش مثل فلفل و سياه و گلش سفيد و در اصفهان و دار المرز ، بر درختها مىرويد در ديلم و تنكابن ، و لكام نامند . گرم و خشك و لطيف و مجفِّف و مسهل بىغائلهء سودا و منقّى خون از احتراقات و مسكّن نفخ و محلّل رياح و رطوبات لزجهء معده و طبيخ ضماد او جهت بواسير و امراض سوداوى و درد رحم و طلاى او با عسل جهت ورم بلغمى و با سركه جهت ورم حارّ و آشاميدن و طلا كردن آب و شكوفهء او جهت گزيدن عقرب و لقوه و فالج ، نافع . قدر شربت از برگش سه درهم و از آبش تا ده درهم است . آنچه در كتب ادويه مذكور است : گياهى است كه در اصفهان ، مشهور به گل عقرب است و جهت گزيدن عقرب و رتيلا و زنبور ، ضماداً و شرباً ، مجرب . برگش از لبلاب كوچك‌تر و گلش مثل خوشه و بنفش و اندرون ، زرد و كوچك است اما هميشه سبز نيست و اوسطاريون است و مذكور مىشود و گويند قسم جبلى او را برگ ، مثل شبت و گلش سرخ و با سفيدى مىباشد .