آشاميدن يك درهم او جهت رفع سميت فطر و با عسل جهت اخراج كرم معده و با آب ، مقىّء قوى است و چون صاحب بنيهء قوى مرطوب از آن بنوشند ، موى سفيد ريخته ، سياه بر مىآيد و مجرب دانستهاند و چون به غايت مضرّ شش است ، ترطيب بسيار بايد نمود و طلاى او جهت آكله دهان و بينى و ضفدع زير زبان و بواسير الانف و نزف الدم جراحات و قطور او به آب جهت قطع رعاف و تنقيهء دماغ از رطوبات و درد گوش كه بارد باشد ، نافع و مضر جراحات عصبانى و زيادهء او كشنده است .
[ 2568 ]
زاج ابيض :
آن ، سفيد مايل به زردى است و خفيف الوزن مىباشد و ابريشم را به او رنگ مىكنند . بسيار قابض و جالى و در [ جميع ] افعال مثل زاج زرد است .
[ 2569 ]
زاج احمر :
قسمى از زاج سفيد مايل به سرخى است و جوف او سياه و با تجاويف و ثقبها و غليظتر از ساير و در افعال ، مثل ساير است و آنچه صيقلى بنفش است ، از جنس احمر و ضعيفتر است .
[ 2570 ]
زاج الاساكفه :
قسمى از زاج ابيض است ، كثيف و كثير الارضية و چون آب به او رسد سياه شود قابض تر از ساير و با قوت جاليه و در مزاج ، مثل ساير وجهت درد دندان و حركت آن و سياه كردن موى و با آب جهت جوششهاى رطبه و حقنهء آن جهت عرق النسا ، نافع است .
[ 2571 ]
زاج المقطر :
و قاطر نيز گويند . از جنس زاج اخضر است كه مائيت لطيفهء آن در زير زمينِ معدن مىگردد و بهترين اقسام است و امتحان او آن است كه چون بر فولاد بمالند ، رنگ مس كند .
[ 2572 ]
زاج الجامد :
از جنس اخضر است كه در ظاهر معدن ، رطوبت زاجيه منجمد شده باشد .
[ 2573 ]
زاج المطبوخ :
از جنس اخضر است كه مخلوط به خاك او را به آب بجوشانند تا منجمد شود و به هئيت مهرهء نرد بريده استعمال كنند .
[ 2574 ]
زاج اسود زاج :
مطبوخ است و گويند زاج الاساكفه است .
[ 2575 ]
زاج الحبر :
زاج اصفر است .
[ 2576 ]
زاج سورى :
زاج احمر است .
[ 2577 ]
زاج لارى و كرمانى :
از جنس زاج قبرسى است .