قاطرخل و زاج ، سحق به حدى كه تشميع پذيرد نمايند و به اوزان تسبيه كه مناسب او باشد ملحق به اوّل گردد و مجرب است .
[ 2456 ]
رصاص اسود :
به فارسى سرب نامند و به عربى آنك و در تكوين ، از رصاص ابيض زبونتر و از سوختهء آبار و سرنج حاصل مىشود .
در دوّم ، سرد و تر و با قوت قابضه و رادعه و از تدفين در زمين نمناك ، منتفخ و بر آمده گردد و سائيده او با روغن گل و عصارات نباتات ، در خواص ، مثل رصاص ابيض و بستن او به قدر هفت مثقال و نيم جهت منع احتلام و بستن صفحهء او بر غدد و خنازير و التواء مفاصل ، رادع و محلّل آن و ضماد او با روغن گل و آب با رتنگ و آب گشنيز جهت سرطان متقرح و اورام حارّه و قروح مفاصل ، نافع و چون سرب را بر كف دست بمالند و سياهى او را كه بر كف بماند با آب و غير آن بر رمد و جرب و سوزش چشم طلا كنند ، در حال ساكن كند و مجرب است و پنج درهم را چون در زير بالين كسى دفن كنند و او نداند ، آن كس ، خوابهاى پريشان بيند و هفت درهم او را چون صفحه كرده در كوزهء نو گذاشته ، وقتى كه زحل در شرف باشد در ميان درختان دفن كنند ، منع جميع مضار اشجار نمايد و چون نخالهء او را به حدى بشويند كه سياهى او بر طرف شود جهت قطع نزف دم و التحام قروح خبثه و دمل و حكّه ، به غايت انفع از آبار و مجفِّف بىلذع است و آشاميدن سرب ، كشنده است ، هر گاه سائيده باشند . و فرو بردن گلوله او ، بالخاصية ، رافع درد معده مزمنه است و آزمودهء مجربين است .
[ 2457 ]
رطب :
خرماى تازه است و نسبت او به خرما مثل نسبت ميوههاى تازه است به خشك آن و مداومت آن با بادام ، به غايت مسمِّن بدن و محرِّك باه و مقوّى گرده و كمر است و ساير خواص ، در تمر مذكور است .
[ 2458 ]
رطبه :
به فارسى اسپست باغى تازه است و به تركى يونجه نامند و خشك او را به عربى ، قت گويند .
در آخرِ اوّل ، گرم و تر و مليّن و مبهى و نفاخ و ضماد پختهء او كه روزى دو بار كنند جهت رعشه ، مفيد و مداومت خوردن او با شكر ، مسمِّن بدن و مولد خون صالح و ضماد كوبيده او با عسل ، محلّل ورم بارد و با سركه ، محلّل حارّهء آن و تخم او قوىتر از ساير اجزاء و قابض و مولد منى و شير و مسمِّن و مدرّ حيض ؛ خصوصاً چون در حمام و بعد از آن تناول نمايند وجهت خشونت سينه و سرفه ، نافع و قوتش تا پنج سال باقى مىباشد .