[ 2443 ]
رخ :
اسم فارسى خثوء [ ختو ] است .
[ 2444 ]
رخام الطين :
طين قيموليا است .
[ 2445 ]
رخبينه :
راتيانج است .
[ 2446 ]
رخام :
حجر الرخام است .
[ 2447 ]
رساطون :
شرابى است كه از خمر و عسل و ادويهء حارّه ترتيب دهند . گرم وتر و قوىتر از شراب ارسطون و در امزجهء بارده ، نافع است .
[ 2448 ]
رسانجن :
اسم هندى حضض است .
[ 2449 ]
رس :
اسم هندى ثيل است .
[ 2450 ]
رسبت :
اسم هندى بخور السودان است .
[ 2451 ]
رساغ :
سنگى است شبيه به خرچنگ . در دوّم ، سرد و قريب القوة به سرطان و جهت جلاء باصره و دمعه ، نافع است .
[ 2452 ]
رشته قطايف :
اسم فارسى اطريه است .
[ 2453 ]
رشاد :
حرف بستانى است .
[ 2454 ]
رشينه :
راتيانج است .
[ 2455 ]
رصاص :
شامل قلعى و سرب است . و از مطلق او ، مراد ، قلعى است و رصاص ابيض نامند و به فارسى ارزيز گويند و تكون او از زيبق غالب و كبريت قليل ردى الجوهر و زبونترين فلزات است .
در سوم ، سرد و مجفِّف و با جوهر رطب جامد از برودت و قابض و آشاميدن او كشنده است و طلاى سائيدهء او با آب گشنيز و آب كاسنى و آب بارتنگ و آبغوره و حىالعالم و عنب الثعلب و امثال آن و روغن گل سرخ جهت سرطان متقرح و ورم مقعد و جرب و بواسير و جراحت رحم و پستان و قضيب و باد سرخ و اورام حارّه و منع ريختن مواد به اعضاء و با شراب جهت درد عصب و اورام مركّبه ، نافع و بستن صفحهء او بر كمر ، مسكّن شهوت جماع و بر تعقد عصب و التواى آن ، محلّل او بالخاصية ، انگشترى او باعث لاغرى بدن و طوق كردن او بر درخت باردار موجب حفظ ثمر از ريختن است و چون به روغن چرب كرده ، بگذارند تا زنگ به هم رساند و از آن روغن زنگ گرفته بر هر آهنى كه بمالند ، هرگز زنگ نگيرد و گويند دوغ ، با زيره ، تنقيهء آن مىكند و بعد از تنقيه چون با