تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
[ 2441 ]

رخمه :

به خاى معجمه ، اسم عربى مرغ مردارخوار است و آن ، قسمى از كركس و بزرگ جثه و سفيد مايل به تيرگى و با خط سياه و چشمش بسيار زرد و مسكن او جبال و بيابان و به غايت خائف مىباشد . در دوّم ، گرم و در اوّل ، خشك و تخم او بهترين اجزاء اوست و گفته‌اند كه اگر هفت عدد بيضهء او را به طريق خاص ، صاحب جذام در اوايل زحمت بخورد و به نگردد ، از تأثير ادويهء ديگر بايد مأيوس بود . طريق آن است كه بعد از تنقيه ، يك عدد بيضهء او را خام تناول نمايند و تا شش ساعت اصلًا چيزى نخورد و بعد از آن ، مرق چرب بياشامد و بعد از يك هفته تكرار عمل كند و ذرور پوست تخم او قاطع نزف الدم و باعث التيام جراحت و با سركه جهت قوبا و حزاز ، نافع و سرگين او با سركه جهت رفع برص ، بىعديل و حمول و ذرور او را در اسقاط جنين و ادرار حيض ، مجرب دانسته‌اند و طلاى او جهت گزيدن عقرب و مار و زنبور و قطور او با روغن زيتون جهت گرانى سمع و رفع كرى و بخور گوشت قديد او با خردل تا هفت مرتبه جهت گشودن كسى كه از زنان بسته باشند ، مؤثر دانسته‌اند و قطور و سعوط زهرهء او با روغن بنفشه در گوش طرف مخالف جهت درد شقيقه و در طرف موافق با روغن زيتون جهت رياح و كرى و اكتحالش به آب سرد جهت رفع بياض و بخور پر او جهت گريزانيدن هوامّ پردار ، نافع و چون جگر مشوى و سائيده و خام او را - در روزى سه دفعه و هر دفعه يك دانگ - با سركه بنوشند تا سه روز متوالى جهت رفع جنون ، مجرب و آشاميدن پوست اندرون سنگدان او كه خشك كرده ، سائيده باشند ، با شراب جهت رفع جميع سموم و دو درهم مغز سر او مورث جنون و بلاهت است و تعليق سر او و بخور موى او باعث تسهيل ولادت و طلاى مغز سر او با روغنها جهت درد سر ، نافع . و از سطواليس منقول است كه چون رخمه را خفه كرده با چهار قسط روغن زيتون بجوشانند تا مهرّا شود ، تدهين آن جهت رفع جذام مجرب است . [ 2442 ]

رخبين :

لغت سريانى و به فارسى لور گويند و آن ، غير مصل است و از مائيت شير كه به طبخ غليظ گردد و بچكانند ، حاصل مىشود . در اوّل ، گرم و در آخرِ آن ، خشك و كثير الغذاء و مبهّى و شيرين و مسدد و بطى الهضم و ثقيل است و مصل ، مائيت دوغ است كه بعد از كشك شدن از آن جدا گردد و از جوش بسيار منعقد و سياه گردد و به تركى قراقروت نامند و ان شاء اللّه تعالى در ميم ، مذكور مىشود .