[ 2416 ]
رب :
عبارت از آب ميوهها و نباتات كه به طبخ ، قوام آورده باشند و رب هر چيز در تحت ذكر آن چيز مذكور است .
[ 2417 ]
ربل :
نوع جبلى افسنتين است و گويند نوعى از برنجاسف و قيصوم است و دو درهم او را جهت رفع هوامّ ، مجرب دانستهاند .
[ 2418 ]
رب العنب :
ميپختج است و در ديلم ، دوشاب ترش نامند .
[ 2419 ]
رب الضرو :
صمغ كمكام است .
[ 2420 ]
ربيس :
عليق است .
[ 2421 ]
ربيان :
اربيان است .
[ 2422 ]
ربرق :
عنب الثعلب است .
[ 2423 ]
ربيثا :
نوعى از ماهى كوچك است و در افعال ، قوىتر از ماهى روبيان دانستهاند .
[ 2424 ]
رتيلا :
به فارسى انگورك نامند و آن ، حيوانى است شبيه به عنكبوت و دست و پاى او كوتاه و آن ، اقسام مىباشد و از سموم قتّاله بارده است و گزيدن او و خوردن عددى از آن ، قتّال است .
ضماد كوبيده او بر موضع گزيدهاش جذب و دفع سمّ مىكند و « اطهوريقس » بستن زندهء او را بر بازوى صاحب تب دورى جهت رفع تب ، مجرب دانستهاند و ذرور خشك او قاطع ثآليل است و گويند ملسوع او چون در ظرف طلا نظر كند ، رفع اذيت او شود .
[ 2425 ]
رتم :
به لغت عربى نباتى است . سفيد و سياه مىباشد و سياه او را شاخههاى زياده بر ذرعى و بىبرگ و صلب و مانند ريسمان ، بر چوبها مىتوان بست و گلش زرد و ثمرش مثل لوبيا و دانهء او مثل عدس و قسم سفيد او را ثمر و گل و شاخ ، مانند قسم سياه و رنگ شاخههاى او سفيد است .
در سوم ، گرم و خشك و جذاب و محلّل و با قوت قابضه و تند و دو درهم از ثمرش مقىّء قوى و حقنه به عصارهء او مسهل خون و جهت عرق النسا ، نافع و ضمادش جهت نمش و گزيدن سگ ديوانه و آشاميدن او به دستور ، جهت سگ ديوانه و اخراج جنين ميت و قاتل جنين زنده و مدرّ قوى و مسهل اقسام كرم و خوردن هفت عدد او كه تا سه روز متعاقب بنوشند به سبب اسهال ، منع بروز دمل مىكند .
مضر معده و مصلحش سكنجبين و قدر شربتش يك مثقال است .