تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
گويند : بزرگ فوقانى ، محرِّك باه وزيرين ، قاطع باه زنان و آشاميدن بالائى جهت قليهء اطفال ، نافع و چون بيخ او را سه عدد در يك رطل نبيذ خيسانند ، هر روز از نيم رطل تا يك رطل از آن نبيذ بنوشند ، جهت خشك كردن بواسير و رفع رياح او ، مجرب دانسته‌اند و به دستور ، آشاميدن يك درهم از بيخ او با ماء العسل تا چند يوم ، همين اثر دارد و ضماد او با كندر و شراب جهت جذب پيكان و خار از اعضاء و با شيلم و ماء العسل جهت تحليل غرب ، نافع و طلاى او جهت سرخى رنگ رخسار و رفع آثار و فرزجهء او جهت گشودن حيض ، مؤثر . مضر حلق و مصلحش در شير پختن و قدر شربتش تا دو درهم است . [ 2240 ]

دلق :

اسم حيوانى است شبه به سمور و در اصفهان ، موسوره و به فارسى دله نامند . گوشت او ، مبهّى و در ساير افعال ، مثل سمور است . [ 2241 ]

دلفين :

اسم يونانى نوعى از سمك است و به فارسى ماهىِ بينى دراز و به ديلمى ، كچه ماهى نامند . سر او ، شبيه به سر خوك و بىفلس ؛ سرد و قريب الاعتدال و مولد خلط غليظ و مقوّى اعضا ؛ پيه او گرم و خوردن و ماليدن روغن او جهت درد مفاصل و چون در جوف حنظل گذاشته ، گداخته باشد جهت گرانى سامعه و آويختن دندان او بر اطفال ، جهت رفع فزع ، مؤثر است . [ 2242 ]

دلم :

به لغت مصر ، اسم درشان است . [ 2243 ]

دلينس :

نوعى از صدف است و در مصر ، ام الخلول نامند و آن ، ودع برّى است . [ 2244 ]

دلاع :

به عربى اسم بطيخ هندى است . [ 2245 ]

دلدع :

به لغت اهل بيت المقدس ، نوعى از كلح است و به يونانى سفندوليون نامند . [ 2246 ]

دله :

اسم فارسى دلق است . [ 2247 ]

دم :

اسم فارسى خون است و خاصيت خون هر حيوانى در طى آن مذكور است . مجموع آن ، محلّل اورام و جالى بياض عين و برشتهء او ، قاطع اسهال و رافع سموم است . [ 2248 ]

دم‌الاخوين :

به فارسى خون سياوشان نامند و آن ، صمغى است خالص الحمره ، مايل به بنفشى و قوتش مدتها باقى مىماند و گويند عصارهء گياه سرخى است و از سقوطر و نواحى هند خيزد و گياه او معروف نيست . در سوم ، سرد و خشك و قابض قوى و قاطع خون از جميع اعضاء و منبت لحم و رادع