اسهال صفراوى و دموى و نيكو كردن رنگ رخسار مؤثر و نان گندم و برنج و جو كه با شكر ترتيب دهند ، بدون روغن ، بهتر از اقسام نانها است و باعث سرعت هضم آن و نان آرد و نخود و باقلا و بلوط و ارزن ، بطىء الهضم و مسدد و قليل الغذاء و قابض و با ترشى ، به غايت مضرّ و مصلح او روغن و شرينيها است .
[ 1949 ]
خبز الطابق :
نان ساجى رقيق است كه بر روى ساج آهنى پزند ، قابض و سريع الانحدار و موافق اسهال و بواسير است .
[ 1950 ]
خبز الغرنى :
نانى است كه بر روى تابه پزند و رقيق نباشد و مشهور به كماج است .
جهت مرتاضين و صاحبان اعمال شاقه ، موافق است .
[ 1951 ]
خبز الملة :
نانى است كه بر روى سنگ ، سرخ كردهء با اخگر پزند و مشهور به نان سنگك است و بهتر از نان ساجى است .
[ 1952 ]
خبز الحوارى :
نانى است كه در گرفتن سبوس ، بسيار مبالغه نكرده باشند ، بهتر از اقسام ديگر است .
[ 1953 ]
خبز السميد :
نانى است كه در گرفتن سبوس ، مبالغه كرده باشند ، كثير الغذاء و مشهور به نان ميده است . سريع الانحدار و مورث سنگ گرده و سدهء جگر است و مصلحش انيسون و رازيانه و سكنجبين بزورى و شكر است .
[ 1954 ]
خبز الخشكار :
نانى است كه گندم را ناشسته و سبوس ناگرفته ، ترتيب دهند . سريع الانحدار و غير مسدد و در بعضى امزجه ، مليّن طبع و مولد خون سوداوى و مضعف بدن و مورث بواسير و جرب و مصلحش شيرينيها و روغنها و شير تازه است .
[ 1955 ]
خبز الكعك :
نان ميده و دوآتشه است و به قسماط نامند . غليظ و مسدد و طلاى او ، محلّل و منضج و جهت درد مفاصل ، نافع است .
[ 1956 ]
خبز الطابون :
نانى است كه در گرفتن سبوس ، مبالغه كرده و رقيق و با روغن ترتيب دهند و مشهور به كسمه است . دير هضم و كثير الغذاء و مضرّ محرورين و مسدد و مولد خلط متين است .
[ 1957 ]
خبز القطايف :
نان روغن دار است كه مبالغه در گرفتن سبوس نكرده باشند . در قوت ، مثل كسمه و بهتر از اوست .
[ 1958 ]
خبّازى :
از جنس خطمى است و به فارسى نان كلاغ و پنيرك و به تركى ابم كاجى [ و