مؤلف ما لا يسع بيان نموده كه صنفى از او در شام به هم مىرسد كه شبيه به سورنجان و صلب است و رفع اثر سموم را در عرض سال ، مخصوص او دانستهاند .
[ 1802 ]
حزم :
سراج القطرب است .
[ 1803 ]
حسك :
به فارسى خار خسك نامند . برّى و بستانى مىباشد و بستانى ، بهتر است ، شبيه به نبات هندوانه و شاخههاى او منبسط بر روى زمين و برگش شبيه به برگ زيتون و شاخههاى او خاردار و ثمرش صلب و سه پهلو ، از نخود كوچكتر و سفيد و اطراف او تند .
مركب القوى و خشكى او غالب و جالى و مدرّ بول و مسكّن درد مثانه و افزايندهء منى و مفتّت حصات و منضج و رادع و مليّن و رافع قولنج حارّ و با شراب جهت ادويهء سميه و ضماد عصاره و طبيخ او جهت ردع ورم حارّ و منع حدوث آن و ريختن مواد به اعضاء و با عسل جهت قلاع و عفونت دهان و ورم عضل حلقوم و درد لثه و اكتحال عصارهء او مبرد و مجفِّف و رادع است و دو مثقال عصارهء خشك برّى او با شراب جهت سمّ افعى و پاشيدن آب طبيخ او جهت بر طرف شدن كيك ، به غايت مؤثر و چون نخود را در آب تازهء او مكرر پرورده كنند ، در تقويت باه ، بى عديل .
قدر شربتش تا پنچ درهم و مضرّ سر و مصلحش روغن بادام و روغن كنجد است .
تخم او در افعال مثل عصارهء اوست و روغن او كه از آب آن و روغن كنجد يا زيتون ترتيب داده باشند طلا نمودن و حقنهء او و آشاميدن او جهت تقويت باه و درد مفاصل و نيكو كردن رنگ رخسار و درد كمر و گرده و عسر بول و چكانيدن و ماليدن او در احليل و عانه و كمر جهت حصات گرده و مثانه ، مؤثر .
قدر شربتش هفت مثقال است ، با ميپختج يا نبيذ عسل .
چون حسك دانه را با شير تازه سه بار پخته خشك كنند ، در تقويت باه ، عديل ندارد .
[ 1804 ]
حسوّ :
به تشديد واو ، اسم مايعاتى است كه از حبوب و غير او ترتيب دهند و به طريق قهوه توان خورد .
[ 1805 ]
حَسَل :
به فتح اوّل و دوّم ، گياهى است شبيه به صعتر و برگش درازتر و بزرگتر و تيره رنگ و به يونانى حسمى گويند .
در دوّم ، گرم و خشك و پختهء او مقوّى معده و هاضم و مصلح طعام فاسد شده وجهت خوشبويى دهان و آروغ و با شراب جهت گزيدن رتيلا و عقرب ، مفيد .