صورت انسان نقش كنند ، تعليق او جهت جميع آلام باطنى نافع است و بعضى در تأثيرات ديگر كه مذكور شد نقش صورت انسان را شرط دانستهاند و قدر او ، يك مثقال بودن را برخى شرط مىدانند و قدر شربتش يك دانگ است .
[ 1723 ]
حجر الخطاطيف :
سنگى است و به قدر سر انگشتى و مايل به زردى و سفيدى و از سرانديب خيزد . و گويند چون بچه خطاف را به زعفران زرد كنند ، او ، گمان يرقان كرده ، آن سنگ را به آشيان خود مىآورد .
در دوّم ، گرم و خشك و شرباً و طلاء جهت يرقان ، مجرب دانستهاند و مفتّت حصات و مفتّح سدد و جهت خفقان ، نافع است و مؤلف ما لا يسع تصريح نموده كه آن ، سنگى است كه چون بچهء خطاف را در ايام افزونى نور ماه شكم بشكافند دو عدد از آن يابند و در طى بيان خواص خطاف مذكور خواهد شد .
[ 1724 ]
حجر الاحمر :
نوعى از الماس است به رنگ بيخ مرجان و يك دانگ او سمّ قاتل است .
[ 1725 ]
حجر اناغليطس :
سنگى است سائيدهء او مثل خون و جهت دمعه و طرفه نافع است .
[ 1726 ]
حجر لوقواغرافس :
سنگى است كه گازران بدان رخت مىشويند . سائيدهء او ، مجفِّف بىلذع و جهت قطع سيلان مواد و تجفيف جراحات و اسهال و درد مثانه و نفث الدم نافع است .
[ 1727 ]
حجر النمر :
سنگى است ابلق ، شبيه به پوست پلنگ به قدر مغز بادام و از آن كوچكتر و از پلنگ ماده حاصل مىشود و چون در شير اندازند ، شير ، بريده مىگردد و طلاى او جهت جراحات و تعليق آن جهت منع آبستنى زنان مؤثر است .
[ 1728 ]
حجر السطريط :
سنگ مرمر است . ضماد محرق او با زفت جهت تحليل اورام صلبه و با موم روغن جهت درد فم معده و سنون او جهت تقويت لثه ، نافع است .
[ 1729 ]
حجر الرخام :
سنگ سستى است كه بر قبرها نصب مىكنند و اقسام مىباشد و مراد از او ، قسم سفيد است .
در آخرِ دوّم ، سرد و خشك و رادع و قاطع نزف الدم و جهت جراحات و با سركه محلّل اورام و رافع استسقاء و با صمغ و نوشادر جهت بهق و رفع آثار و ذرور او قاطع بواسير و آشاميدن مسحوق او با عسل - هر روز به قدر يك مثقال - جهت رفع دملهاى