شبيه به قبهء شبت و سفيد و تخمش بسيار باريك و تند مزه و برگش شبيه به برگ زردك و در مزارع و جبال مىرويد .
در دوّم ، گرم و خشك و مخدّر و مسكر و مفتّت حصات و مخرج كرم معده ؛ خصوصاً چون با آب خسك مطبوخ بنوشند و نانى كه از او ترتيب دهند به غايت منوّم و ضماد او محلّل اورام بلغمى ساق است در يك شب ، و مجرب دانستهاند .
قدر شربتش تا دو مثقال و مصلحش در تخدير ، شير تازه است .
[ 1546 ]
جوشيصا :
به لغت نبطى ، بار درختى است به قدر نخودى و به شكل زعرور و خشخاش بسيار كوچكى و بعد از رسيدن ، سرخ لون و شيرين و با قبض است و درخت او به قدر درخت آلوبالو و چترى و برگش شبيه به برگ سيب و گلش سفيد و در بعضى بلاد ، خزان نمىكند و در تنكابن ، پلاخوار نامند .
در دوّم ، گرم و خشك و مشهّى و آروغ آورنده و به قدرى مسخّن بدن و خوردن او قبل از طعام و بعد از آن مسكّن درد معده و ساير اوجاع بدن ؛ على الخصوص درد كمر و تهيگاه و هاضم طعام در كل حال و مانع تعفن اطعمه در معده .
مضر محرورين و مصلحش انارين و قدر شربتش تا سه درهم است .
[ 1547 ]
جوزابه :
طعامى است كه از آرد گندم و سبزيها ترتيب دهند و به تركى اوماج گويند .
آن ، مرطب است و مليّن و موافق سينه و شش و قليل الغذاء و نفاخ و مضرّ صاحبان رياح و رطوبت معده است .
[ 1548 ]
جوز الرقع :
رقاع يمانى است .
[ 1549 ]
جوز الابهل :
ابهل است .
[ 1550 ]
جوز الطيب :
جوزبواست .
[ 1551 ]
جوز هندى :
نارجيل است .
[ 1552 ]
جوز ماثم و جوز ماثا و جوز مهايل و جوز مقاتل :
جوز ماثل است .
[ 1553 ]
جوز المرج :
حبّ كاكنج است و گويند ، دفلى است .
[ 1554 ]
جوز السرو :
بار درخت سرو است .
[ 1555 ]
جوز الرتة :
بندق هندى است .
[ 1556 ]
جوشيران :
قلومس است .