[ 1583 ]
چهار :
اسم هندى شجر است .
[ 1584 ]
چهاچ :
اسم هندى مخيض است .
[ 1585 ]
چهلر :
اسم هندى قشر است .
[ 1586 ]
چهلى :
اسم هندى مخ است .
[ 1587 ]
جهوهرى :
اسم هندى شيح ارمنى است .
[ 1588 ]
چيك لك :
اسم تركى ثمرى است شبيه به دل گنجشك و در او ، دانههاى ريزه ، شبيه به دانههائى كه در توت مىباشد و رسيدهء او ، سرخ رنگ و ترش شيرين و در بو ، شبيه به بوى خربزه گرمك و لذيذ و گياه او به قدر شبرى و زياده از آن و برگش شبيه به برگ گل سرخ و با اندك خار و گلش شبيه به پا بيجيال و مثل بنفشه ، گياه او هميشه سبز و در تنكابن ، لب دانه و در ديلم ، جميل و در گيلان و مازندران ، خربزه كا نامند و « ابن تلميذ » ، منچوتو ناميده است . گياه ديگر را كه دايم سبز است و دانهء سرخ شفاف به قدر نخودى از وسط برگ او به موى باريكى متّصل و برگش به قدر درهمى و با تقعير و انتهاى او مثل سر سوزنى و از جملهء خارهاست و او را كچومن [ كجوى ] ناميده و هر قسم در طبرستان موجود است [ و اخير را در تنكابن ، جز نامند و آن ، آس برّى است ] و جيكلك ، سرد و تر مقوّى دل و مطفى صفرا و مرطب بدن و مقوّى دماغ و جهت امزجهء سوداوى و خفقان و سعال و پيسى و جرب و حكّه بواسير و تصفيهء خون و جدرى و حصبه ، نافع و در جميع افعال ، گياه او ، مثل عليق است .
[ 1589 ]
جيدار :
به لغت فارسى نبات شجرى است برگش مثل برگ بلوط و با نهايت سبزى مايل به زردى و ثمرش به قدر عفصى مايل به تدوير و بر روى او شبنمى مىنشيند و از او دانه سرخى به قدر عدس منعقد گرديده ، نمو مىكند و سرخى آن ، زياده مىشود و آن حب را قرمز گويند و در حرف قاف ان شاء اللّه تعالى مذكور مىشود .
نبات او در سوم ، سرد و خشك و نشستن در آب طبيخ برگ او جهت تجفيف رطوبات رحم و ضماد برگ تازه او جهت اورام حارّه و تسكين درد و منع زيادتى آن و هتك عضل و آشاميدن خشك او با آب سرد جهت اسهال و با عسل و روغن جهت زحير و ذرور او جهت التيام جراحات و طلاى او جهت تقويت اعضاى مسترخيه ، نافع و قدر شربتش يك مثقال است .