جلاء ، دو [ ده ] وزن او باقلا و تخم خربزه و در دفع كرم ، به وزن او درمنهء تركى و در ساير افعال ، افسنتين است .
مشهور است كه چون ترمس را مقشّر كرده و در ظرف مس با شير - به قدر پوشيدن او - بجوشانند تا شير را جذب كند پس با دو وزن او روغن گاو بجوشانند تا منعقد گردد و به همان گرمى بر كنج ران ضماد كنند ، اسهال صفرا نمايد و بر بالاى ناف ، اسهال سودا و بر وركين و تهيگاه ، اسهال بلغم كند و هر گاه موضع را با آب سرد بشويند قطع اسهال شود .
ترمس برّى در جميع افعال ، قوىتر از بستانى است .
[ 1225 ]
تُرْبُد :
بيخى است ظاهر سياه و باطن سفيد و مجوف و منبت او حوالى خراسان و هند و نبات او ساق دار و برگش شبيه به برگ لوبيا و اطراف او مخدّر و گلش آسمان جونى و ثمرش مثل لسان العصافير و هر چه اندرونش سياه باشد - مثل خربق - ، سمّ است و زرد او نيز بد است و بهترين او ، سفيد و سبك و صمغ دار است .
در اولِ سوم ، گرم و در آخرِ آن ، خشك و مسهل بلغم و رطوبات رقيقه و با زنجبيل ، قالع بلغم غليظ و لزج از عمق بدن و منقّى معده و رحم و مفتّح سدّه آن و منقّى دماغ از بلغم و جهت عرق النسا و امثال او و فالج و سرفه كه به مشاركت رطوبات معده باشد و با هليلهء كابلى و امثال آن جهت ماليخوليا و جنون و صرع و با تخم كتان و روغن بادام جهت سعال مزمن و درد سينه ، نافع .
مضر امعاء و مجفِّف اعضاء و مغثى و مكرب و مصلحش خراشيدن پوست سياه او و به روغن بادام و پسته چرب كردن و با كتيرا استعمال نمودن .
و قدر شربتش از جرم او تا سه درهم و در مطبوخ او تا پنج درهم و بدلش پوست ريشهء توت است به وزن او و در بعضى امزجه ، غاريقون و در غير معاجين ، مبالغه در كوبيدن او نبايد كرد .
[ 1226 ]
تَرَنْجِبين :
شبنمى است كه بر خارِ مسمى به حاج ، منعقد مىگردد . شيرين و در اوّل ، گرم و تر و جالى تر از شكر و مليّن طبع و مسهل صفرا و محرِّك باه و الطف از شيرخشت و جهت سرفه و درد سينه و غثيان و تبهاى حارّ و تشنگى و با ماء الجبن جهت اخراج أخلاط محرقه و با روغن كرهء گاوى جهت عسر البول و با شير تازه دوشيده جهت تحريك باه ، نافع .