مضر سپرز و مصلحش تمر هندى و عناب و قدر شربتش از هفت مثقال تا سى مثقال و بدلش شيرخشت و به دستور آب جو با شكر سرخ .
[ 1227 ]
تُراب :
به فارسى خاك نامند و آن ، عبارت است از آنچه از زمين به سبب آفتاب و صدمات ، نرم شده باشد . سردِ به اعتدال و خشك و مجفِّف و رادع است .
[ 1228 ]
تُراب المُربعات :
خاك چهار راه است . از تراب الطرق - كه خاك راههاى غير چهار راه باشد - ، الطف و اعدل است و به سبب مصادمات مختلفه ، به غايت مجفِّف و منقّى جراحات چرك دار و باعث التيام آن وجهت استحكام اعضاى مسترخيه ، نافع و جزء بعضى از معاجين قديميه است .
و از خواص اوست كه چون قبل از طلوع آفتاب ، در روز شنبه ، به دست چپ بردارند و در خرقهء كبود بسته ، تعليق كند ، سحر را باطل نمايد و چون در ساعت سوم از روز چهار شنبه بردارند ، جهت رفع عداوت و تفريق ، مؤثر است .
[ 1229 ]
تُراب الصيدا :
خاك مغارهء صيدا است كه در بلاد شام است و خوردن يك مثقال او با تخم نيم برشت جهت التيام استخوان شكسته ، مجرب دانستهاند .
[ 1230 ]
تراب الشاردة :
جزيره اى است در روم كه در آنجا هوامّ ، متكون نمىگردد و خاك او جهت اسقاط زلوئى كه در حلق چسبيده باشد آزموده است ؛ حتّى گندم و جو مزروع آنجا همين خاصيت دارد .
[ 1231 ]
تراب الفار و تراب الهالك :
اسم سمّ الفار است .
[ 1232 ]
تراب القىء :
كنگر زرد است .
[ 1233 ]
تُرُنْجان :
نوعى از بادرنجبويه است كه به جاى سبزى با طعام مىخورند .
[ 1234 ]
ترياملون :
علقا است .
[ 1235 ]
ترمسى :
الوسن است .
[ 1236 ]
تربت العسل :
به اندلسى ، جوز جندم است .
[ 1237 ]
ترياق جبلى :
تخم نوعى از مخلِّصه است .
[ 1238 ]
ترياق فارسى و ترياق طبيعى :
پاد زهر است .
[ 1239 ]
تريامان :
غافث است .
[ 1240 ]
ترياق الروستاق :
ثوم است .