تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
مضر سپرز و مصلحش تمر هندى و عناب و قدر شربتش از هفت مثقال تا سى مثقال و بدلش شيرخشت و به دستور آب جو با شكر سرخ . [ 1227 ]

تُراب :

به فارسى خاك نامند و آن ، عبارت است از آنچه از زمين به سبب آفتاب و صدمات ، نرم شده باشد . سردِ به اعتدال و خشك و مجفِّف و رادع است . [ 1228 ]

تُراب المُربعات :

خاك چهار راه است . از تراب الطرق - كه خاك راههاى غير چهار راه باشد - ، الطف و اعدل است و به سبب مصادمات مختلفه ، به غايت مجفِّف و منقّى جراحات چرك دار و باعث التيام آن وجهت استحكام اعضاى مسترخيه ، نافع و جزء بعضى از معاجين قديميه است . و از خواص اوست كه چون قبل از طلوع آفتاب ، در روز شنبه ، به دست چپ بردارند و در خرقهء كبود بسته ، تعليق كند ، سحر را باطل نمايد و چون در ساعت سوم از روز چهار شنبه بردارند ، جهت رفع عداوت و تفريق ، مؤثر است . [ 1229 ]

تُراب الصيدا :

خاك مغارهء صيدا است كه در بلاد شام است و خوردن يك مثقال او با تخم نيم برشت جهت التيام استخوان شكسته ، مجرب دانسته‌اند . [ 1230 ]

تراب الشاردة :

جزيره اى است در روم كه در آنجا هوامّ ، متكون نمىگردد و خاك او جهت اسقاط زلوئى كه در حلق چسبيده باشد آزموده است ؛ حتّى گندم و جو مزروع آنجا همين خاصيت دارد . [ 1231 ]

تراب الفار و تراب الهالك :

اسم سمّ الفار است . [ 1232 ]

تراب القىء :

كنگر زرد است . [ 1233 ]

تُرُنْجان :

نوعى از بادرنجبويه است كه به جاى سبزى با طعام مىخورند . [ 1234 ]

ترياملون :

علقا است . [ 1235 ]

ترمسى :

الوسن است . [ 1236 ]

تربت العسل :

به اندلسى ، جوز جندم است . [ 1237 ]

ترياق جبلى :

تخم نوعى از مخلِّصه است . [ 1238 ]

ترياق فارسى و ترياق طبيعى :

پاد زهر است . [ 1239 ]

تريامان :

غافث است . [ 1240 ]

ترياق الروستاق :

ثوم است .