بىعديل است و بول انسان جهت قروح عميقه و رطبه و ساعيه و جرب و حكّه و چرك و حزاز و سعفه و آبله و منع زيادتى خبيثه و بثور پر آب كه در سر به هم رسد و با بورهء سرخ جهت گزيدن سگ ديوانه - كه موضع لذع را بشويند - و داء الثعلب و برص و تقشر جلد و آشاميدن او جهت دفع فساد هوا و گزيدن جانوران و سموم مأكوله ، نافع و مداومت او هر صباح به قدر دو كف جهت رفع سپرز ، بىعديل و شستن مقعد با بول گرم جهت ورم آن و در مرض آتشك ، شستن موى به او ، مانع ريختن و تساقط اوست و حقنهء او جهت مغص و حمول ثفل بول با روغن حنا جهت درد رحم و قطور او جهت كرم گوش ؛ خصوصاً كه در پوست انار گرم كرده باشند و با روغنهاى گرم چكانيده . و اكتحال او جهت غرب و رمد و ظلمت باصره و مطبوخ او در ظرف مس با عسل ؛ جهت قلع بياض كه از قرحه به هم رسيده باشد و ضماد خاكستر رز كه با بول خمير شده باشد جهت قطع نزف الدم اعضاء ، مفيد و آشاميدن بول طفل نابالغ جهت عسر النفس انتصابى و طلاى كف آن جهت ثآليل ، مؤثر و بول گاو ماده ، به غايت جالى و جهت قروح اطفال و نواصير و از گاو نر جهت درد معدهء بارده و بواسيرى و با مر صاف جهت درد گوش و با سركه جهت درد دندان و شستن عضو با خردل و بول گاو جهت خدر ، مجرب دانستهاند و بول خوك جهت قلع بياض عين و ريزانيدن سنگ گرده و مثانه ، به غايت بىعديل است و بول خر جهت درد گرده و بول بز با سنبل الطيب كه هر روز قدر بول ، چهل مثقال باشد ، جهت استسقاء لحمى و قطور او جهت درد گوش و طلاى بول سگ جهت ثآليل و بول شتر جهت ورم جگر و سدهء آن و استسقاء و صلابت سپرز و تقويت باه و امراض بارده و قطور او جهت جراحت گوش ، نافع و بول جاميش با مر صاف و صبر ، جهت درد گوش بارد ، مجرب است .
[ 1058 ]
بولا :
به سريانى باقلا است .
[ 1059 ]
بولوديون :
به رومى سرخس است .
[ 1060 ]
بُوطاموقيطن :
به يونانى سلق الماء است .
[ 1061 ]
بولوطيرنجون [ بولوطرنجون ]
: به يونانى پرسياوشان است .
[ 1062 ]
بُوصيرا :
قلومس است .
[ 1063 ]
بولوسيون :
به يونانى لبلاب سياه است .
[ 1064 ]
بوقى :
قنطوريون غليظ است .