تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
صفراوى و غثيان و مدرّ بول و مبهّى وجهت طحال و تجفيف رطوبات ، نافع و طلاى او مانع عرق و خوشبو كنندهء او و قاطع رايحه نوره و منقّى جلد و رطوبات تحت او . قدر شربتش تا پنج درهم و بدلش آس است . [ 1008 ]

بنقه :

دانه اى است شبيه به عدس و از آن باليده تر و به شيرازى مشو گويند . قسمى از خلر و به سفيدى و تدوير او نيست . سرد و خشك و با اعتدال و قابض و در خواص ، مانند عدس و ضمادش جهت فتق و اسهال و ذرور او جهت قروح ساعيه ، نافع . اكثار او مولد سودا و مصلحش روغن است . [ 1009 ]

بَنات وَرْدان :

حيوانى است سرخ لون و پر او رقيق و در حمام و قريب آبها و جاهاى متعفن مىباشد و بيضهء او ، شبيه به لوبيا است . در دوّم ، گرم و خشك و محلّل و مجفِّف و آشاميدن سوختهء او تا يك مثقال و نيم با عسل جهت احتباس بول و رفع سموم و اسقاط نمودن جنين و عسر النفس و حرقة البول و درد رحم ، نافع و قطور مطبوخ جوف او به روغن زيتون ، جهت درد گوش و به اضافهء موم و زردهء تخم مرغ جهت درد رحم و گرده و احتباس بول ، ضماداً ، به غايت مفيد . و چون آن را با قردمانا و اندكى از فسافس - كه به فارسى ساس گويند - با روغن زيتون بجوشانند تا مهرا گردد جهت بواسير و امراض مقعد ، گويند مجرب است . و با انجير ، جهت قروح ساق ، نافع و بيضهء او در رفع قروح مذكور ، بىعديل و خوردن او با مأكولات ، مورث برص و دود زرنيخ نوشادر ، باعث گريزانيدن اوست . [ 1010 ]

بن :

به سكون نون اسم مرى است . [ 1011 ]

بُن :

به تشديد نون ، به لغت يمن ، اسم قهوه است . [ 1012 ]

بَنْ :

به فتح با و سكون نون ، به لغت فارسى اسم حبة الخضرا است . [ 1013 ]

بَنْثُومَه :

به لغت اندلس ، خرفطان است . [ 1014 ]

بنبر :

سپستان است . [ 1015 ]

بنج جبلى و رومى :

شوكران است . [ 1016 ]

بَنَفْسَج الكِلاب :

شابانج است . [ 1017 ]

بَنات الرعْد :

فطر است .