او حابس اسهال كهنه و جفت او - كه پوست لاصق مغز است - به دستور .
روغن او ، گرم و خشك و جهت سرفهء بارد و درد سينه و جگر كه از برودت باشد و تدهين او جهت گزيدن عقرب و رتيلا ، نافع و مضرّ معده و مصلحش پيه است .
[ 1006 ]
بُنْدُق هندى :
رته است . و آن ، دانهء اى است به قدر فندق و پوست او ، صيقلى و صلب و با رقت و شفاف و تيره رنگِ مايل به اندك سبزى و مغز او سفيدِ مايل به زردى .
در آخرِ دوّم ، گرم و خشك و مقوّى هاضمه و معده و اعصاب و اعضاى مسترخيه و جگر ، شرباً و ضماداً و قاطع رطوبات و نزلات و جهت فالج و لقوه و هيضه و صرع و رياح غليظه ، نافع . و مداومت او ، به غايت مهيّج باه مأيوسين و عصارهء او ، مسهل سودا و بلغم و زرد آب و صفراى جميع بدن ، بىاكراهى ؛ حتّى اين كه باعث رفع برص و كلف و نمش و يرقان مىگردد . هيجده قيراط او با شراب يا سكنجبين ، رافع قولنج و يك مثقال پوست او جهت گزيدن عقرب و رتيلا ، شرباً و ضماداً و جهت تب ربع و اسهال و هيضه ، شرباً و جهت صداع و شقيقه و ريح و سبل و غشاوه و لقوه و فالج و سدر و ريح الخشم - كه عبارت از بطلان شم است - ، سعوطاً به قدر فلفل ، و بخور پوست ملاصق مغز او جهت جنون و ام الصبيان و ضماد او با سركه جهت خنازير و رياح كمر و پشت و صرع اطفال و اكتحال طبيخ او با سرمه جهت رفع احولى و نزول آب و دو درهم از بيخ درخت او جهت ذات الجنب بارد و ربو و سرفه و نفث الدم و فرزجهء مغز او جهت اخراج جنين و احتباس حيض و يك درهم او جهت درد رحم نافع .
قدر شربتش از نيم مثقال است تا يك درهم .
چون در هر مثقال او ، نيم دانگ محموده داخل كنند ، در اسهال ، به غايت سريع الاثر گردد و هر گاه دو درهم او را كوبيده در سكنجبين يا جلّاب مدتى خيسانيده ، پس آن سكنجبين را با عدس يا جو مقشّر و گوشت مرغ طبخ بليغ داده مرق او را با قدرى سقمونيا بنوشند ، باعث اخراج اخلاط مختلفه مىگردد و در انتفاع ، بىعديل است .
[ 1007 ]
بَنَك :
پوست درختى است خوشبو شبيه به پوست درخت توت و گويند پوست درخت ام غيلان يمنى است و اكثر را اعتقاد آن كه بنك ، آس يمنى و هندى است و در آس ، مشروح گشته .
در اوّل ، گرم و خشك و با عطريت و مقوّى معده و جگر و دماغ و قاطع اسهال