تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
شرب نه قيراط و عصارهء برگ او جهت يرقان مجرب و آشاميدن و ضماد نمودن او جهت قطع نزف الدم ظاهرى و باطنى و تضميد او جهت قيلهء امعاء و با نمك و عسل جهت جراحات و نواصير و داخس و ذرور او جهت التيام جراحت به غايت مفيد و افتراش او باعث تقليل احتلام و سعوط او جهت حذر اسب و چهار پايان كه بعد از سعوط آن مقدار حركت دهند كه عرق كند ، مجرب يافته‌اند . مضر معده و مصلحش سكنجبين و قدر شربتش از يك مثقال تا سه مثقال و بدلش در ترياق ، اسقولوفندريون و در صرع ، زمرد و چون برگ چهار عدد شاخ آن را جهت تب ربع و برگ سه شاخ او را جهت غب و دو شاخ او جهت بلغمى و يك شاخ جهت تب يومى بنوشند ، بالخاصية رفع مىنمايد . و چون يك ماه هر روز برگ يك شاخ آن را بخورند ، صرع مزمن را رفع مىكند . [ 1004 ]

بَنْج :

به لغت ديلمى كيچك گويند ؛ چه غلاف او شبيه است به قفيز كوچكى . آن ، نباتى است برگش شبيه به برگ بادرنجبويه و غليظ و مشقق الاطراف و ساقش غليظ و مانند پشم چيزى بر او ظاهر و ثمرش غلافهاى متراكم در تحت اوراق شبيه به گل انار و مملو از تخمى غير مدور شبيه به حلبه و بسيار از آن كوچكتر و قسم سياه را گلش بنفش مىباشد و قسم سرخ را گل مايل به زردى و قسم سفيد را گلش سفيد و مستعمل در شرب ، سفيد اوست و بعد از يك سال قوتش كم مىشود . اقسام او ، سرد و خشك‌اند و سياه او ، در چهارم و سرخ او ، در آخرِ سوم ، و سفيد آن ، در اولِ سوم ، و مخدّر و منوّم و مانع سيلان رحم و رطوبات و مقوّى اعضاء و مانع نزلات و رادع و مجفِّف و مسكّن صداع مزمن و ضربان مفاصل و نقرس و عرق النسا و ضماد عصارهء او با آرد جو جهت اورام حارّه و درد گوش و چشم و با شراب جهت نقرس و ورم خصيه و پستان و طلاى او بعد از كندن موى ، مانع روئيدن او - به شرط تكرار - و مطبوخ او به سركه و با ثلث او افيون ، مجفِّف قروح و طلاى رماد او با دارچينى و زنجبيل و عسل ، بهترين ادويهء درد معده و شرب و بخور او قاطع نزف الدم و فتيلهء او با انجير ، بهترين ادويهء بواسير و امراض مقعد است . چون برگ و شاخ تازهء او را در عصاير طبخ دهند ، به غايت مسمِّن ؛ اما باعث اختلال عقل تا دو سه روز مىشود . خوردن سه چهار عدد برگ او با شراب ، رافع تبى كه با حرارت و رطوبت باشد و بخور او جهت جرب دست ، نافع و شش قيراط او جهت نفث الدم
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 212 | مؤسسه احياء طب طبيعى / محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )