درهم او بعد از تعريق در حمام جهت ضيق النفس و ضماد او با موم بر سينهء اطفال جهت سعال ، به غايت مؤثر و قطور او در احليل جهت حرقة البول و حرارت مثانه و سعوط او جهت درد سر حارّ و بىخوابى ، مفيد و بدلش روغن نيلوفر است و تدهين او بر ناف ، جهت رفع سعال ، مجرب است و چون اسفنج را با پنبه به روغن بنفشه آلوده بر مقعد ضماد نمايند در تنويم ، عديل ندارد .
طريق گرفتن روغن او يكى آن كه با كنجد مقشّر و يا بادام مقشّر در كيسهء كرباسى كرده و مكرر بمالند و خشك كنند تا مغز بادام و كنجد ، مثل او رنگين گردد ، پس آن را كوبيده و روغن بگيرند . ديگر آن كه گل بنفشه را در روغن كنجد به قدر هر رطلى سى مثقال كنند و بعد از هر چند يوم صاف نموده بنفشه را تازه كنند تا رنگ و بوى بنفشه را بردارد .
[ 1003 ]
بَنْطافِلُن :
اسم يونانى است و به معنى ذو خمسة اوراق است و او ، غير اثلق است كه به فارسى پنج انگشت نامند و به يونانى بنطاوقطران نامند و به معنى ذو خمسة اصابع است .
بنطافلن نباتى است شبيه به پنج انگشت و شاخههاى او باريك و به قدر شبرى و برگش شبيه به برگ نعناع و در هر شاخى پنج عدد و طرفين برگ او مثل اره و گلش ما بين سفيدى و زردى به خلاف اثلق كه گلش مايل به سرخى و ازرق است و برگش شبيه به برگ زيتون و از آن ريزه تر و چون به دست بمالند بوى او با عطريت شبيه به بسباسه و نبات او قريب به درخت انار و نبات بنطافلن به قدر او نمىشود و شاخههاى او به صلابت شاخههاى اثلق نيست و ثمرى ندارد و اثلق رابزرى به قدر فلفل مىباشد و منبت هر دو ، نزديك آبها است و بيخ بنطافلن مايل به سرخى و طويل و غليظ و كثير المنفعة است .
جميع اجزاى اودر حرارت ، قريب الاعتدال و در سوم ، خشك و بعضى در دومِ گرم دانستهاند . مجفِّف قوى و بىلذع و حدّت و محلّل و ترياق سموم ادويه قتالهء و عصارهء بيخ او جهت اسهال و درد جگر و شش و قرحهء امعاء و مفاصل و عرق النسا و صرع و غرغرهء او جهت خشونت حلق و درد دندان مجرب دانستهاند و ضمادش جهت منع زيادتى قروح خبيثه و طلاى مطبوخ او به سركه جهت خنازير و اورام صلبه و حمره و داخس و بواسير كه دانهء او ظاهر باشد و جرب نافع و سه مثقال عصارهء بيخ او جهت سموم ادويه تا دو مثقال از برگ او با ماء العسل جهت تب ربع و غب غير خالص و تب بلغمى و مداومت