تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
باشد . و سعوط او با عصارهء سداب و جند و روغن بادام تلخ جهت رفع نسيان و جمود و تنقيهء دماغ . و بوئيدن برگ او جهت سدهء منخرين و اغشيهء دماغ و زكام و ذرور برگ خشك او جهت التيام قروح و ضماد او با زفت جهت حزاز ، نافع . مضر امعاء و مصلحش صمغ عربى و بدلش مرزنجوش و قدر شربت از عصارهء او تا سه مثقال و از برگ خشك او تا دو درهم است . [ 778 ]

بَرْواق :

به لغت اهل مغرب خنثى است و به عجمى ، اسم سنگى است سبك و زرد و چون بسايند مايل به سفيدى باشد و در عراق متكون گردد و مثل كهربا و سندروس ، كاه را مىربايد . در دوّم ، گرم و خشك و و مانع سيلان خون است مطلقا . و جهت خفقان و سپرز شرباً و ضماداً ، نافع . و ذرور او جهت التيام جراحت ، مؤثر . و خاتم او باعث ايمنى از غرق شدن و پيچيدن او در پارچه‌ى با سنگ چخماق و در زير سر گذاشتن آن ، باعث خواب ديدن هر چه در آن روز سانح گردد و گويند مجرب است . [ 779 ]

بَرْگَك شيرازى :

برگ قسمى از عنب الدب است و بيخ او عود برّى است . بسيار گرم ، و خشك و مسكر قوى و زياد [ ضماد ] او مورث جنون و كشنده است . [ 780 ]

بَرْوانى :

لغت عجمى است به سريانى عبروس و به يونانى اسقوالس نامند . نباتى است پر شاخ و شاخه‌ها مثل كمان ، كج و خميده و گلش سفيد و ثمرش مثل زيتون و طعم او تند و بيخش سفيد و پوست بيخ او با زردى . در اوّل ، گرم و تر و با تفريح و موافق سينه و دماغ و مدر و مفتّت حصاة و جهت استسقاء و بواسير و ضماد او جهت بهق و داء الثعلب و اورام . و سوختهء او با عسل جهت تقويت جگر و عصارهء او جهت سفيدى و دمعهء چشم نافع . مضر مثانه و مصلحش انيسون و قدر شربتش تا پنج درهم و بدلش به قول مؤلف « تذكره » ، ريباس است . [ 781 ]

بَرْسِين :

به لغت اهل مصر رطبه است . [ 782 ]

بربيلمون :

از جملهء يتوعات و گويند قسمى از ابليوا است . [ 783 ]

برسيون :

ثمر درختى است شبيه به امرود منبت او اسكندريه . و در مصر ، تناول مىنمايند و در ساير بلاد بعيده ، سمّ است .