در سوم ، گرم و خشك و جالى و غسال و مقطع و مفتّح و يك درهم از تخم او تا دو مثقال با يك درهم نمك و چهار اوقيه آب و يك اوقيه سركه ، مسهل قوى سودا و جهت رفع جنون مستحكم مرفوع العلاج ، به غايت مؤثر و پوست بيخ او در اين فعل ، قويتر و جهت يرقان اسود ، نافع .
مورث سحج و مصلحش كتيرا و عناب و قدر شربتش تا سه درهم و از پوست بيخ او تا دو درهم است .
[ 465 ]
الْب :
به عربى اسم درخت خاردارى است شبيه به درخت اترج و برگش ريزه تر [ و شبيه به برگ زيتون ] و خارش بيشتر و نضارت و سبزى او زياده تر و سمّ كل حيوان و از دفلى قويتر و چون داخل [ هر ] غذائى كنند ، هر حيوانى كه بخورد ، در ساعت بميرد و اگر بو كند و نخورد . در ساعت كر و كور شود . و منبت زبونترين اين نبات ، بلاد تهامه و جبل شراه است .
[ 466 ]
الوسَن و الوسُون :
به يونانى به معنى يذهب بالكلب است . و آن گياهى است شبيه به گياه پنبه و با خشونت و برگهاى اسفل او مستدير و ما بين برگها ، تخمش كه شبيه به ترمس و در ميان دو پرده است . رنگش ما بين سياهى و سرخى . و گويند نوعى از عكرش و ثيل است .
در دوّم ، گرم و خشك و جالى آثار و محلّل اورام و با شوكران ، جهت ورم خصيه ، عجيب النفع . بالخاصية ، جهت گزيدن سگ ديوانه ، مجرب دانستهاند .
مصدع و مصلحش مرزنجوش و قدر شربت ، تا يك مثقال است .
[ 467 ]
الْنَج :
به لام ساكنه و نون مفتوحه ، لغت يونانى و به معنى الاصل است . و آن ، بيخ نباتى است شبيه به زردك و ساقش سطبر و به قدر شبرى و گلش سفيد مانند گل زردك و تخمش سفيد و طولانى و خال دار و طول او كمتر از برنج و در سر شاخههاى او قبهء مثل جوز و بهترين او ، هندى .
در آخرِ دوّم ، گرم و خشك و با اندك تلخى . و مؤلف تذكرة ، سرد و تر در سوم مىداند .
و بالخاصية تخم او را جهت شرى ، از هر خلطى كه باشد ، مجرب مىداند . و بايد روز اوّل ، نيم درهم او را با سه اوقيه سكنجبين بنوشند و روز دوّم ، نيم مثقال و روز سوم ، يك درهم و يك مثقال - برگ و ثمر و ساق هر يك كه باشد - با شراب و عسل . و جهت سقوط مشيمة ، مجرب دانستهاند . و بيخ او جهت تقطير بول رطوبى نافع است .