تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
[ 396 ]

افْيُون :

اسم يونانى و به معنى مُسْبِت است . و به فارسى ترياك و به عربى لبن الخشخاش نامند . و گويند مراد از او ، شير منجمد خشخاش سياه است نه سفيد . و بهترين او ، مايل به سفيدى و صاف است كه در آب ، زود حل شود و از آتش زود مشتعل گردد و در آفتاب ، زود بگدازد و قوى الرايحه باشد . در چهارم ، سرد و خشك و از خشخاش سفيد ، در آخرِ سوم . و مخدّر و منوّم و مسكّن دردها و قابض و مانع تعفن اخلاط و تحليل روح حيوانى و جهت اسهال و سحج و قرحهء امعاء و سرفه و ضيق النفس و رمد و نزلات و صداع - كه از حرارت باشند - ، بالطبع نافع و اگر از مواد بارده باشند ، به سبب تخدير ، مفيد . و ضماد او جهت دردسر و تجفيف قروح و ورمهاى حارّه و با زردهء تخم پخته و زعفران ، جهت حمره و با شير دختران و زعفران جهت نقرس حارّ و رمد و فتيلهء او با مر صاف و زعفران بالسوية جهت زحير ، مجرب . قطورش با روغن بادام و مرّ و زعفران جهت درد گوش و با موم و روغن ، جهت جرب و حكّه ، نافع . و در معاجين و ادويه مركّبه ، حافظ قوت آن . مسقط اشتها و قوت باه - به شرط مداومت - و مضر فهم و مصحلش [ جند و فلفل ] و فرفيون و دارچينى و قدر شربتش يك عدس تا چهار قيراط و زياده از يك دانگ ، ممنوع . و دو درهم او كشنده و بدلش سه مثل او بزر البنج و يك وزن او بيخ لفاح و در احتباس ، طباشير و كافور و كهربا . [ 397 ]

افْلَنْجَه :

تخمى است شبيه به تخم خردل و تند بو و با عطريت و شبيه به بوى سيب و به غايت سرخ و زرد و طعمش تلخ و نباتش به قدر ذرعى و بر گش مثل برگ بادام و گلش سفيد و غلاف تخم او مثل غلاف بزر البنج و از هند خيزد [ و زرد ] و سياه او را زبون ، و گويند او ، قسم كوچك كبابه است . در دوّم ، گرم و در اوّل ، خشك و مقوّىّ معده و جگر و دماغ و دل و مفتّح سدهء دماغى و ترياق زهر عقرب و رتيلا و محلّل رياح و مشهّى و با قوت قابضه و مفتّح سدد و احشاء و مقوّىّ دماغ و مسخّن معده و مقاوم ساير سموم و آروغ آرنده و طلاى او با روغن زيتون ، در حال ، رفع درد گزيدن عقرب مىكند . مصدع و مورث خناق و مصلحش روغن بادام [ زيتون ] و قدر شربتش تا دو مثقال است .