زرد و تلخ و با عطريت و منبت او كوههاى ساده . و اين قسم ، ضعيفترين اقسام اربعه است .
مجموع آن در آخرِ دوّم ، گرم و خشك و بهترين او ، قسم اوّل است كه از فرنگ و آفريقيه و شام خيزد . ملطّف و محلّل و مدرّ و مفتّح و منقّى معده و جگر و سپرز و گرده از اخلاط بارده و با ماء العسل ، مسهل قوى بلغم . و جهت حصات و عسر البول و احتباس حيض و درد و مفاصل و عرق النسا و نقرس ، نافع ؛ خصوصاً كه دو ماه در آب انگور خيسانيده باشند . و بايد به ازاى هر سه مثقال او ، آب انگور چهار رطل و نصف باشد . و با شير شتر و گوسفند ، مبهى قوى مبرود و مرطوب است و جهت تسكين دردهاى باطنى و استسقاء و يرقان سددى و ورم رخو جگر و تنقيهء آلات بول از رطوبات لزجه و امراض باردهء دماغى و سدهء جگر و صلابت سپرز . و اكتحال او جهت امراض طبقه قرنيه . و دود آن جهت گريزانيدن عقرب و ضماد او با شير تازه بر كنج ران و پشت زهار جهت نعوظ ، بسيار مؤثر .
مضر ريه و مصلحش مويزج و قدر شربتش از يك مثقال تا سه مثقال و بدلش وج - مثل وزن او - يا زنجبيل است يا نصف او خولنجان و نصف او وج .
حكماء هند را اعتقاد آن است كه چون قبل از بروز آبله نيم درهم آن را با نبيذ برنج بنوشند ، آبله بسيار كم برمى آيد و مجرب مىدانند .
[ 269 ]
اسَد العَدَس :
گياهى است شبيه به گياه عدس و نوعى از طراثيث دانستهاند . برگش مزغب و با لزوجت و گلش سفيد و زرد و شبيه به گل لبلاب و بسيار از آن كوچكتر و ساقش مثل ريسمانى و باريك و اغبر مايل به سرخى و بيخش مثل زردك و بسيار كوچك و بر گياهى كه در حوالى او به هم رسد مىپيچد و فاسد مىسازد و لهذا هالوك ناميدهاند .
در سوم ، خشك و با قوت بارده و در دوّم ، گرم و محلّل بلغم و سوداى غير محترق و مدر بول و مفتّت حصات و با سكنجبين جهت يرقان و با آب كرفس جهت حصات و طلاى او با سركه جهت نمله و منع زياده شدن او مؤثر و چون با سركه مداومت خوردن آن كنند پخته و خام او باعث لاغرى بدن فربه مىشود و اصلا مضرتى نمىرساند . و چون با گوشت طبخ نمايند ، گوشت را زود مهرا مىسازد .
گويند مكرب و مغثى است و مصلحش بنفشه و قدر شربتش تا پنج درهم و بدلش افتيمون و در هزال ، مثل اوصعتر و ربع او سندروس .