مقدار گوشت و سردى و درشتى ملمس و قله و درهم شكستگى و غلظت موى و جبين و سوء ظن و نفرت از سردى خشكى مزاج بود و مخفى نماند كه هرگاه اين دلائل متفق واقع شود و كيفيات مدلوله غالبهء كما هى ملحق خواهند بود و الا حكم بر قرب اعتدال در كيفيات مدلوله غالبه بايد كرد و حكم الوان و موى چون باختلاف هواى بلدان مختلف مىگردد در احكام ملاحظهء آن لازم وجود ملازمات اين دلائل بتقريب معلوم گردد بدانكه بهترين امزجه مفردهء انسانى گرم است كه در سائر كيفيات معتدل باشد زيرا كه اگرچه در جوانى گرمى و خشكى بر وى غلبه كند ليكن پيرى بر وى دير پديد آيد دوران سن زود ضعيف نشود و بدترين امزجه مفرده انسانى خشكست كه در سائر كيفيات معتدل باشد زيرا كه در باليدن ضعف افتد و در جوانى از غلبهء خشكى بدحال شود و از امزجهء مركبه انسانى بهترين گرم و تر بود زيرا كه جوهر طبع روح و حيوةست و بدين جهت قوت و صحت وى بيشتر باشد و پيرى وى دير و نيكو پديد آيد و بدترين آن سرد و خشك باشد زيرا كه بر طبع موت است و قواى و متكاسل بود و پيرى بروزد پديد آيد و اللّه اعلم و اما تغير و تبديل المزاج بدانكه هر شخصى صحيح را مزاجى بود بدرجهء لأيق فراخور حال او حاصل گشته از تعادل كيفيات اخلاط و اعضا و همچنين هر عضوى را خواه مفرد و خواه مركب مزاجى حاصل بود بدرجهء حال وى بر وفق اقتضاى مصالح بدنيه چنان كه بمجلس مبين گردد ان شاء اللّه تعالى پس هرگاه كه مزاج شخصى لائق بوى و يا مزاجى عضوى لائق بوى از ان درجه مقرر به طرف افراط يا تفريط ميل كند خواه بيك كيفيت خواه به دو كيفيت آن قدر كه تغيرى در افعال طبيعيه وى پديد نيايد آن را تغير المزاج گويند و اگر اين تغيير بتدبيرى واقع شود آن را تبديل المزاج گويند و اگر اين تغير بسبب تغير در افعال طبيعه شود آن را سوء المزاج گويند و اگر اين تغير تدبيرى و سبب اين اگر كيفيت ردّيه اخلاط بود آن را مادى گويند و اگر آن نباشد آن را ساذج گويند و اگرچه تدبير اين تغير پذيرفته باشد و اقسام هر يكى از تغير المزاج و تدبير المزاج باعتبار كيفيات از هشت بيرون نباشد و اقسام هريك از سوء المزاج همچنين بود ليكن آنچه بيكى كيفيت غالب بود آن را مفرط نامند و به دو كيفيت غالب بود مركب نامند و آنچه صاحب سوء آن را در نيايد متفق خوانند و آنچه از اسباب خارجيه افتد مختلف نامند و هر سوء المزاجى را علامت چند خاص بود چنانچه معلوم گردد ان شاء اللّه تعالى و بعضى بر مزاجى را كه از اعتدال حقيقى اطرافى دارد اگرچه طبيعى بود آن را از سوء المزاج ساذج شمردهاند و ليكن ثبابت تخصيص كردهاند و بعض غير سن جوانى را نسبت به آن هم از سوء المزاج ساذج ثابت عد گردهاند و اللّه اعلم اما اخلاط او بعيد آنكه هر غذاى يعنى هر ماكولى و مشروبى كه تغذيه بدن را لايق باشد
خلاصة التجارب ( طبع قديم ) — صفحة 5
مساهمون: بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
ص٥