تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التجارب ( طبع قديم ) — صفحة 3

مساهمون:

ص٣
من قرى راز اتفاق افتاد مشتمل بر بيست و پنج باب بعون اللّه الملك الوهاب

باب اوّل در بيان آنچه دانستن آن موقوف عليه حفظ صحت و رفع مرض هست

بر وجه كلى چون طبيعت و مزاج و علامات هاتيه امزجه طبيعت و تغير و تبدل مزاج و اخلاط اربعه و اعضاى مفرده و بعضى از مركبات اوليه اين مفردات و ارواح و قوى افعال بدنيه و اسباب حدوث كيفيات در بدن مطلقا و دلالت نبض و نفس قاروره و براز و عرق بر حالات بدنيه مطلقا امّا طبيعت بدانكه طبيعت آن چيزى را گويند كه بالذات مبداء اول باشد مر حركت و سكون آن چيزى را كه اين طبيعت در او حاصل بود يعنى اجسام طبيعيه از بسائط فلكى و عنصرى و مركبات و اسطقسات و اطلاق و تركيب در عناصر و بر مزاج در مركبات و اگر چه بخورى باشد در عرف اطبا و غيرهم بسيار واقع است و اعميت طبيعت ظاهر است در اكثر طبع نيز بمعنى طبيعت مستعمل بود چون جسم آدمى را چنين مبداى حاصلست جمله امورى را كه بمنزله مواد توانيد بودن مر اين جسم را مثل اركان و اخلاط و ارواح و اعضا و ما بمنزله صورت توانيد بودن مر اين جسم را مثل مزاج و قوى و افعال مبدا و مذكور منسوب سازند يعنى جمله را طبيعه گويند بعضى طبيعت انسانى را قوت مدبرهء بدن گويند جهت مبدئيه مذكور و هم طبيعت را بعضى بر غش و لين شكم اطلاق نمايند باستعاره و بعضى طبيعت انسان را گويند قوتيست كه از شان وى باشد حفظ كمالات چنانچه هست بر بدن به قدر طاقت بشرى و اما مزاج بدانكه مزاج كيفيتى را گويند حاصل آمده از كيفيات عناصر اربعه كه آن آتش و آب و هوا و خاكست درحالىكه اجزاء مماس بعضى با بعضى فعلى و انفعالى در ميان آن اجزا واقع شده باشد چنانچه نفس كيفيات فاعل بود و يعنى تاثيركننده و صورت كيفيات منفعل بود يعنى تاثيرپذيرنده و كيفيات بسيطه چهارست حرارت برودت رطوبت يبوست و بلل كه آب را حاصلست در رطوبت داخلست و كيفيات مركبه نيز چهارست گرم و خشك سرد و خشك گرم و تر سرد و تر در مزاج معتدل حقيقى كه در جمله عناصر بكميت و كيفيت برابر يكديگر افتاده باشند موجود هست و برهان بر استحاله آن در كتب طبيعى مذكورست ليكن كيفيت تعقل آن مقياسى بود مر امزجه محرقه را كه مقادير انحراف يكى بموازنه آن معلوم گردد اگرچه امزجهء طبيعه بود فاما اعتدال كه مشتق از عدل در قسمت بود يعنى فرارسيده مركب را از عناصر بكميت كيفيت قسطى كه لايق حال او بود در مزاج آن موجود باشد بهشت اعتبار يكى باعتبار نوع قياس يا خارج چنانچه مزاج انسانى كه نسبت با هر فردى اليق است در ديگر انواع امزجهء دوم باعتبار نوع قياس يا داخل چنانچه مزاج هندى نسبت يا هر فردى از اهل هند اليق است به دو از مزاج انسانى كه در فردى اتم است اليق است به دو از سائر امزجه افراد سوم
خلاصة التجارب ( طبع قديم ) — صفحة 3 | بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )