تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التجارب ( طبع قديم ) — صفحة 4

مساهمون:

ص٤
باعتبار صنف قياس‌ها خارج چنانچه مزاج سائر اصناف انسانى چهارم باعتبار صنف قياس يا داخل چنانچه مزاج هنديت چنانچه فردى از هندو اتمّ باشد اليق است به دو از مزاج سائر افراد اهل هند پنجم باعتبار تشخيص قياس و يا خارج از نفس از و داخل دو نوع و صنف او چنانچه مزاج زيد مثلا از ان حيثيت كه زيدست اليق است به دو از امزجه به دو اشخاص دگر ششم باعتبار شخص قياس باحوال نفس وى چنانچه مزاج شخص در افضل احوال او اليق است به دو از مزاج سائر اوقات او هفتم باعتبار عضوى قياس با سائر اعضا چنانچه مزاج عضو معين لايق به دو اليق است به دو از مزاج سائر اعضا هشتم باعتبار عضو قياس باحوال نفس وى در اوقات چنانچه فهم شد و اقرب امزجه معتدل حقيقى معروض مزاج انسانست بواسطه از تعلق نفس ناطقه كه اشرف اكمل است به دو و اعدل اصناف انسان ساكنان حوالى خط استوىاند بواسطهء تساوى ليل و نهار و حر و بر و آنجا و بعد از ان ساكنان اقليم رابع‌اند بواسطه تعادل فضول انجا در انسان اعدل اعضاء پوست سر انگشت سبابه بود پس پوست سر انگشت ديگر انگشتان پس پوست باقى اطراف انگشتان پس پوست راحه پس پوست كف پس پوست باقى دست پس پوست باقى تن و باقى اعضاى مفرده و مركبهء ابعداند ازينها بعضى بيك كيفيت عاليه و بعضى به دو كيفيت عاليه و اللّه اعلم و اما علامات ثانيه امزجه طبيعه حاصله بدانكه دلائل طبائع و امزجه بسيار است از طبيعى و غيره و مشترك بينهما چنانچه به تقريب مبين گردد ان شاء اللّه تعالى ليكن آنچه دلالت آن بر امزجهء طبعيه ثابت و معين است پوست و شحم و ملمس و موى و بعضى ملكات نفسانى و اصحاب تجارت چنان يافته‌اند كه سرخى لون تن و كم نهى و گرمى ملمس و بسيارى موى با سياهى و كثافت و بذر و تهور و كثرت غضب از گرمى مزاج بود و سفيدى لون و بسيارى پيه و شرحه و سردى ملمس و كمى و باريكى و سپيدى و زردى موى و بلادت و وقار از سردى مزاج بود و سياهى لون و عدم پيه و شرحه و نحافت و سختى گوشت و درشتى ملمس و جعودة و بهم شكستگى موى و ثبات و نيات و تحفظ و قساوت از خشكى مزاج بود و سرخ سفيدى لون و غلبگى گوشت و نرمى ملمس و ميگونى مو و سرعت زوال صور و رقت و الفت از ترى مزاج بود و سرخى لون با تيرگى خوش‌آينده و زيادتى گوشت بر پيه و فربهى و نرمى و گرمى ملمس و غلبگى و ميگونى و هموارى موى و شجاعت و مروت او گرمى و ترى مزاج بود و سرخ سياهى لون و كم‌گوشتى و بىپيهى و گرمى و درشتى ملمس و ميگونى موى با اندك و جعوده و بخل و حقد و حسد و گريزى از گرمى و خشكى مزاج بود و گندم‌گون لون و بسيار تهى و سردى و نرمى ملمس و اندك نرمى و هموارى و سفيدى موى و بلاهست و جهود و كاهلى از سردى و ترى مزاج بود و سياه زردى لون و اثمرى و تيرگى آن و سختى و اعتدال
خلاصة التجارب ( طبع قديم ) — صفحة 4 | بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )