تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الادويه ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
بزرگ گرداند . مضرّ است به اعصاب دماغى ، و مصلحش روغن بادام است .

خرنوب

: خرنوب الشّوك « 1 » است و به پارسى چنگ و چنگك خوار گويند . گرم و خشك است در دويم و گويند در اوّل . شكم ببندد و ادرار بول كند ؛ و گويند چون تر بود ، شكم را نرم گرداند ، و خشك ضد آن بود ؛ و چون نارسيده باشد و ثآليل را بدان مالند ، زايل گرداند . مضرّ است است به اعصاب ، و مصلحش لعاب به‌دانه و نبات ، و بدلش به وزن آن مازو و گويند طراثيث ؛ و شربتى از او دو درم تا سه درم است .

خردل

: به تركى فجى و به هندوى رائى و به پارسى سپندان سپيد و اهورى گويند . « 2 » گرم و خشك است در سيوم و گويند در چهارم . چون كوفته و بيخته ، به دماغ دارند ، عطسه آرد . چون به زردهء تخم‌مرغ بر نقرس طلا كنند ، نفع دهد ؛ و چون به عسل مصفّى سرشته ، ميل كنند ، قطع بلغم كند و فالج و لقوه را سودمند آيد و باه برانگيزد ؛ و چون به موم گداخته ، با روغن پيهء بز سرشته ، بر روى مالند ، كلف را ببرد ؛ و چون بر سپرز و خنازير و بر هر دردى كه مزمن باشد گذارند ، مفيد بود ؛ و چون به كبريت و سكنجبين ضماد سازند ، جرب و قوبا را موافق باشد ؛ و چون نرم سوده ، بر دندان پاشند ، درد دندان را كه بىورم باشد ، زايل گرداند ؛ و اگر كسى قوباى مزمن داشته باشد و به هيچ دارو زايل نشود و به گرد خردل كوفته ، وقتى كه از حمام بيرن آمده باشد و كرباس پاره‌اى به انگشت پيچيده بر قوبا مالند ، چندان كه خون‌آلوده گردد ، بعد از آن خردل كوفته را بدان بمالد كه از او آب بسيار جارى شود ، صحّت يابد ، مجرّب است . ضماد كردن بر سر ، ليثرغس را مفيد آيد و سدّهء مصفات را بگشايد و چون با پودنه و با شراب بياشامند ، كرم در شكم بكشد . شربتى از او دو مثقال است . مضرّ است به دماغ ، و مصلحش سركه‌اى كه بپرورند و در وى قدرى نمك هندى اضافه نموده ، تناول كنند . بدلش دو وزن آن تخم شلغم است .

خربق ابيض

: بيخى است شبيه به بيخ كبر و بطم ، از خربق سياه تلخ‌تر . گرم و خشك است در سيوم . فالج و لقوه را نفع دهد و وجع المفاصل را دفع كند ؛ و چون زن فرزجه ساخته ، بردارد ، حيض بگشايد و بچه بيندازد ؛ و چون آبش بر بهق و جرب و قوبا مالند ، سودمند آيد ؛ چون نيم درم از او
هامش
( 1 ) . خرنوب الشّوك ، نوع نبطى خرنوب است كه با انواع آن متفاوت است . ( نك : لغتنامه ) ( 2 ) . خردل ، به تركى « فجى » ، هندى « وائى » و « رائى » ( راى ) ، به مولتان « اهرى » ، فارسى « اسپند » و « اسبندان خوش » گويند . ( تطبيق نام‌هاى كهن گياهان دارويى 1 / 130 - 131 )