خبث الفضّه
: به پارسى چرك نقره گويند . طبيعتش به سردى و خشكى مايل است . چون سوخته و مغسول ساخته ، در چشم كشند ، روشنى بيفزايد و دمعه را كه از گرمى بود ، نفع دهد و سوزش چشم را سود دارد ؛ و هريك از خبث الذّهب و الفضّه چنين سوزند كه در كوزهء نوى سفالين كرده ، در گل حكمت گيرند و شب در زير آتش گذاشته ، روز بيرون آرند . جرب و سعفه و ريش را نافع آيد ؛ و چون در مرهم كنند ، منع خون از ناسور و بواسير كند .
خبث النّحاس
: در قوّت نزديك است به خبث الحديد و مس سوخته ، امّا اقلّ از قوّت مس سوخته باشد .
خبث الرّصاص
: قوّت وى مانند رصاص محرق بود . طبيعت آن سرد و خشك است . جهت ريش چشم نافع بود . بدل آن اسفيداج است .
خبّه
: به شيرازى شفترك و به اصفهانى خاكشى و به تركى مراشوه و به هندى خوب كلان گويند . « 1 » گرم و تر است . ترى را سودمند بود ، و حصبه و اصحاب سودا چون با شربت نبات بياشامند ، بدن را فربه كند و لون را نيكو گرداند ؛ و تب سوداوى و امراض سوداوى را نفع دهد .
خروع
: به پارسى بيد انجير و به تركى كرچك و به شيرازى كنتو و به هندوى ازنيد « 2 » گويند . گرم و خشك است در دويم . قولنج بگشايد و فالج و لقوه را نفع دهد و درد مفاصل را سودمند آيد ؛ و چون سه دانه تا ده دانه از او مقشّر كرده ، بكوبند و به قدرى عسل آميخته ، ميل كنند ، بدن را از خلط بلغم پاك گرداند و صلابت آماسهاى بلغمى را از طلا كردن نرم گرداند ؛ و چون سه دانه از او مقشّر كرده ، سحق سازند و بياشامند ، مسهل بلغم و مرّه و رطوبات مايى بود ، قى آورد . شربتى يك مثقال است ؛ و مضرّ بود به سينه ، و مصلحش كتيره است .
خراطين
: به عربى امعاء الأرض و به پارسى كرم گلخواره و به هندوى كيچوه گويند . گرم است در دويم و خشك است در سيوم . چون بكوبند و بر جراحت اعصاب ضماد كنند و سه روز بگذارند ، نفع تمام دهد و با پيه مرغ آبى جهت درد گوش مفيد آيد و اگر با شراب بياشامند بول براند ؛ و گفتهاند كه چون خشك ساخته ، بكوبند و ببيزند و به روغن گاو سرشته ، بر قضيب طلا كنند و يا بر روغن كنجد چند بار بر موضع مذكور طلا كنند ، قضيب
هامش
( 1 ) . خبّه : در عربى فثّ ، نجم ؛ شيرازى شفترك ؛ اصفهانى خاكشى ؛ تركى سوردن ، شيودان ، واشوه ؛ هندى خوب كلان . ( تطبيق نامهاى كهن گياهان دارويى 1 / 129 )
( 2 ) . س : آرند ( ؟ ) ؛ هندى آن « ازنيد » است ، همچنين : شيرازى « كنتو » ( كنتور ) ، تركى « كرچك » ، همان بيد انجير است . ( تطبيق نامهاى كهن گياهان دارويى 1 / 133 )