تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الادويه ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
طبيعتش به اعتدال نزديك است ، دشوار هضم شود و غذاى اندك دهد . احداث علّت دوالى كنند ، و اصلاحش به خولنخان و فلفل كنند .

كزبره

: به پارسى گشنيز و به هندوى دهنيان گويند . « 1 » طبيعت آنچه تر بود ، سرد است در آخر درجهء اوّل ؛ و طبيعت آنچه خشك بود ، سرد است در دويم و خشك است در سيوم ؛ و چون با آب گشنيز تر آرد باقلى و يا آرد جو ضماد كنند ، خنازير را تحليل دهد . چون به لتهء كتان كهنه طلا كنند ، ورم‌هاى كهنه را سودمند آيد ؛ و چون به شير دختر در چشم كشند ، درد چشم را زايل گرداند . گشنيز خشك معده را قوّت دهد . دفع بخار كند و طپيدن دل را مفيد بود ؛ و ادمان او نيسان و تاريكى چشم آرد ، و مصلح آن سكنجبين سفرجلى است ، و شربتى از او دو درم . شيخ الرئيس گويد : اگر گشنيز را همراه سيخ بركنند و زن آبستن بر ران بندد ، زاييدنش آسان شود و چون فارغ شود ، زود بگشايد تا مضرّت نرساند ؛ و اگر در زير بالين كسى نهند ، از خواب دير بيدار شود . اگر يك مثقال گشنيز با يك مثقال شكر به كسى دهند كه بول بر بستر كند ، دفع آن علّت كند . درد استخوان و درد دندان را زايل كند و اگر به آب او غرغره كنند ، خناق را سود دارد ؛ و اگر تخم او را بريان كرده ، به روغن بخورند ، درد معده و خون رفتن از شكم بازدارد و جگر را قوى كند .

گزانگبين

: گرم « 2 » و تر است در اوّل . سرفه و خشونت سينه را ببرد ؛ و شربتى از او هفت درم تا ده درم است .

كشمش

: گرم و خشك است در اوّل . طبيعت را نرم گرداند و سرفه را نفع دهد و مولّد نفخ بود ، و مصلح آن باديان است ، و شربتى از او هفت درم تا ده درم است .

كليه

: به پارسى گرده و به تركى بويرك خوانند و به هندوى بوكى خوانند . گرم و خشك است در اوّل . خلط بد از او تولّد شود و از معده دير بگذرد ، و مصلح آن سركه و فلفل است .

كمثرى

: به پارسى امرود گويند . بهترين انواع او شاه‌امرود است . سرد و تر است در اوّل ، و گويند گرم و تر است . دل را قوّت دهد و بدن را فربه و شكم را نرم گرداند .

كمّون

: به پارسى زيره گويند . بهترينش كرمانى بود . گرم و خشك است در
هامش
( 1 ) . به هندى « دهنيه » و « كوتهمير » گويند . ( تطبيق نام‌هاى كهن گياهان دارويى 1 / 256 - 257 ) ( 2 ) . س : سرد ؛ به قياس نسخ ديگر اصلاح شد و در منابع ديگر نيز چنين است .