تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الادويه ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧

كرنب

: « 1 » به پارسى كلم گويند . گرم است در اوّل و خشك است در دويم . سرفهء كهنه را دفع كند و درد مفاصل و نقرس را نفع دهد و درد سپرز را نيك گرداند و آواز را صاف كند و رنگ روى را نيكو گرداند و شكم براند و درد پشت و زانو را سودمند آيد ؛ و مولّد مرّهء سودا است ، و مصلحش گوشت ماكيان فربه است .

كرسنه

: به پارسى كسنك و به هندوى متر گويند . « 2 » بهترينش آن بود كه رنگش به سفيدى زند . طبعش گرم و خشك است در دويم . سينه و شش را از اخلاط غليظ پاك گرداند و كلف و بهق را نفع دهد . چون يك مثقال از زراوند مدحرج و دو مثقال از كرسنه بكوبند و ببيزند و به عسل سرشته بر بيخ دندان طلا كنند ، گوشت بيخ دندان را كه خورده باشد ، بروياند ؛ و چون در طبيخش نشينند ، خارش اعضا و شقاق مقعد را سودمند آيد ؛ و عسر البول و زحير و مغص را دفع كند و اورام صلب را نرم گرداند و از بسيار خوردن به عوض بول خون برآيد و مصلحش گلاب و گوين گل ارمنى و كاكنج است ؛ و شربتى از او يك درم تا دو درم است .

كرشف

: قطن است ، و گفته شد .

كرويا

: به پارسى كراويه گويند . در قوّت نزديك است به انيسون و آن را زيرهء رومى گويند ؛ و به معده نيكوتر از زيره باشد . گرم و خشك است در دويم ، و گويند در سيوم . بادها را بشكند و طعام را هضم كند و بول براند و معده را قوّت دهد و شكم را ببندد و خفقان را سودمند آيد و مغص را مفيد بود ؛ و مضرّ است به شش ، و مصلح آن سعتر است ، و شربتى از او دو درم تا سه درم است ؛ و بدلش نيم وزن آن كمّون و نيم وزن آن انيسون است .

كركى

: به پارسى كلنگ و به تركى ترنا و هندوى سارس خوانند . گرم و خشك است در اوّل . چون زهره‌اش را به روغن زنبق سعوط كنند ، نسيان را زايل گرداند ؛ و چون مغزش را در چشم كشند ، شب‌كورى را ببرد .

كرگ

: به پارسى كرگدن و هندوى گيندا گويند . چون زهره‌اش را بخور كنند ، هر سحرى كه كرده باشند ، زايل گرداند .

كركم

: زعفران است ، و گفته شد .

كرش

: به پارسى شكنبه و به تركى قرن و به هندوى اوجرى گويند .
هامش
( 1 ) . به صورت‌هاى « كرنب » و « كرنب » نيز خوانده مىشود . ( نك : تطبيق نام‌هاى كهن گياهان دارويى 1 / 255 ) ( 2 ) . كرسنه ، كسنك ، حبّ البقر ، گشن ، كشن ، و به هندى « متر » است . ( تطبيق نام‌هاى كهن گياهان دارويى 1 / 253 )
رياض الادويه ( فارسى ) — صفحة 147 | يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي / سيد محمد نظرى