تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الادويه ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
بود ، و گويند مضرّ بود به شش ، و مصلح آن انيسون ، و بدلش نيم وزن آن عاقرقرحا و گويند بدلش وجّ است ، و نيز مصلحش خطمى بود .

قصب السّكّر

: به پارسى نيشكر و به هندوى كاندا « 1 » گويند . بهترين او آن بود كه آبدار و نازك و شيرين باشد . گرم و تر است در اوّل . قى آرد و سرفه را نفع دهد و بول براند و مثانه را پاك كند و خون صاف از او تولّد كند و رطوبت سينه را ببرد ؛ امّا مولّد رياح است ، اولى آنكه او را به آب گرم بشويند و بعد از آن مقشّر كرده ، استعمال نمايند .

قصب الذّريره

: نىاى است باريك شبيه به چوب كنجد و هندوى چرايته نامند . « 2 » گرم و خشك است در سيوم . محلّل و ملطف بود و كوفتگى عضله و ورم جگر و معده را به عسل نفع دهد . چون يك درم از او بجوشانند و صاف كنند و به عسل مصفّا شيرين كرده ، ميل نمايند ، استسقا و تقطير البول را مفيد بود ؛ و چون در طبيخش نشينند ، درد رحم را سودمند آيد ؛ و شربتى از او يك درم تا دو درم است ، و بدلش اظفار الطيب يا صندل و عدس بود .

قشر البيض

: سرد و خشك است در سيوم . حكّه و جرب چشم را سودمند آيد و چون بسوزانند و سحق كرده ، كحل كنند و اگر با عسل كشند ، سفيدى چشم را زايل گرداند و نشف اشك كند و منع مادّهء آن با قرحه و شره كه در چشم بود ، زايل كند ؛ و چون با تخم خربزه بر كلف طلا كنند ، كلف را زايل كند ؛ و چون به آب گشنيز تر حلّ كرده ، در بينى چكانند ، رعاف را قطع كند .

قشر الاترج

: به پارسى پوست ترنج خوانند . گرم و خشك است در دويم . چون بخايند ، بوى سير زايل كند و چون بخورند ، قوّت احشاى سرد بدهد . محلّل رياح بود و اگر بسيار استعمال كنند ، بد است . شربتى از او دو درم بود . مضرّ است به جگر و معده ، و مصلحش عسل بود .

قشور الكندر

: گرم و خشك است در دويم . در وى قبضى قوى بود . چون بر جراحت‌ها پاشند ، گوشت بروياند و ريش‌هاى فاسد را به اصلاح آرد و شفا بخشد . زن چون به خود برگيرد ، رطوبتى كه از رحم روان بود و مزمن شده باشد ، باز دارد و نفث الدّم و قرحهء امعا را از آشاميدن نفع دهد و امراض چشم را سودمند آيد . اگر بريان كرده بود ، حكّهء چشم را زايل كند . بدلش دو وزن آن كندر است .

قشور اصل الرّمّان

: به پارسى پوست بيخ انار است . سرد و خشك است .
هامش
( 1 ) . هندى آن « اوكهه » ، « كانده » ، « كنه » و « پوندا » است . ( تطبيق نام‌هاى كهن گياهان دارويى 1 / 241 ) ( 2 ) . هندى آن « چرايتا » و « چرايته » است . ( تطبيق نام‌هاى كهن گياهان دارويى 1 / 241 )
رياض الادويه ( فارسى ) — صفحة 140 | يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي / سيد محمد نظرى