تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الادويه ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣

سلخ الحيّه

: به پارسى پوست مار و به تركى ايلان تئريسى و به هندوى كانحلى خوانند . بهترينش پوست مار نر بود كه لونش سفيد بود . سرد و خشك است در اوّل ؛ و چون با شراب بپزند و در گوش چكانند ، درد گوش را نفع دهد ؛ و چون بدان مضمضه كنند ، درد دندان را دفع كند ؛ و چون كوفته و بيخته ، به عسل در چشم كشند ، باصره را قوّت دهد ؛ و چون بسوزانند ، به سركه سرشته ، بر داء الثّعلب لطوخ كنند ، موى بروياند ؛ و چون در زيت انداخته و چند روز در آفتاب گرم نهند ، پس صاف كرده ، در چشم كشند ، غلظ اجفان را سودمند آيد .

سلحفات

: به پارسى سنگ پشت و به تركى بچه جناق و به هندوى كچهويره گويند . چون زهره‌اش در بينى مصروع چكانند ، نفع دهد ؛ و چون لطوخ كنند ، خناق را دفع كند ؛ و چون بدان مضمضه كنند ، قلاع را زايل گرداند ؛ و چون ميل نمايند ، سرفه را نفع دهد ؛ و چون خونش در دست و پاى مالند ، نقرس و وجع المفاصل را سودمند آيد ؛ و چون روغن پيه‌اش را به صاحب تشنّج و كزاز مالند ، سود دارد ؛ و چون بيضه‌اش را به طفلى دهند كه سعال داشته باشد ، مفيد بود ؛ و چون در موضعى كه تگرگ بسيار باشد ، پشت سنگ پشت بر زمين نهاده ، دست و پايش را در هوا كنند و بگذارند ، ديگر در آن موضع تگرگ نشود .

سماق

: به تركى تمتم گويند . « 1 » بهترينش سرخ تازه بود . طبيعتش سرد است در دويم و گويند در اوّل ، و خشك است در سيوم . معده را قوّت دهد و اشتها آرد و شكم ببندد و قرحهء امعا را سودمند آيد و سيلان رطوبت رحم را دفع كند ؛ و چون به گوشت درّاج يا كبك يا تيهو خورند ، اسهال مزمن را نفع تمام دهد ؛ و چون شب در گلاب گذارند و صباح صاف كرده ، در چشم كشند ، جرب و سبل و دمعه را كه از گرمى باشد ، سود دارد و خارش اعضا و سوزش چشم را نيك بود ؛ و چون آبش بياشامند ، تشنگى را فرونشاند و غثيان صفراوى را نفع رساند ؛ و چون به آبش مضمضه كنند ، قلاع را زايل گرداند ؛ و چون ده درم از او در هفتاد درم آب جوشانند تا قوّتش تمام به آب رود ، پس لتهء كتان كهنه را بدان آب تر ساخته ، بر پشت چشم طلا كنند ، جرب و آكله و سلاق را فايده‌مند بود ؛ و چون آبش در چشم مجدور
هامش
( 1 ) . سماق ، طمطم ، تمتم ، تترك ، و به هندى « تتل » است . ( تطبيق نام‌هاى كهن گياهان دارويى 1 / 175 )