پرش به محتوای اصلی

خلاصة التجارب ( طبع جديد ) — صفحه 348

پدیدآورندگان:

ص۳۴۸

آ

آبكامه : نان خورشى و نوعى از گوارشن بوده است به طعم ترش و آن را از نان خشك گندم يا جو كه در آب خيسانده و مدتى براى خمير در آفتاب نهاده‌اند حاصل كنند آبى : به آتشك : سوزاك آجام : ج اجمه به معنى نيستان و نيزار آردينه : آنچه از آرد كنند ، آشى كه از آرد پزند آكله : خورنده ، هر قرحه كه گوشت را خورد ، خوره ، خوره‌باد آمله : آملج ، نام درختى هندى كه ثمر آن را نيز آمله گويند ، طعم آن ترش

الف

ابخره : ج بخار ، بخارها ابط : زبل بغل ابطى : بغل ابلوج : معرب از فارسى آبلوچ ، قند سفيد يا شكر سفيد يا قند سوده يا قند نرم سفيد يا قند مطلق و يا شكر مطلق اتم : تمام‌تر ، كامل‌تر اثمر : پرميوه‌تر ، سودمندتر اجاصيه : آش آلو ، آلوبا احتقان : درد شكم گرفتن از بند آمون بول ، شاشبند شدن ، حقنه كردن ، تنقيه كردن ، با داروى ريختنى با حقنه مداوا كردن احتلام : خواب ديدن ، انزال در خواب ، جنب شدن در خواب ، مطلق انزال احلاف : جمع حلف ، هم‌عهدان ، سوگند دادن احليل : سوراخ قضيب ، مخرج بول از شرم مرد احول : كژ چشم ، دوبين ، كسى كه يك چيز را دو ببيند ، لوچ اختلاج العصاء : برجستن اندام ، جنبيدن و پريدن اندامى بىاراده اختلاج : پريدن رگ‌ها و چشم يا قسمتى ديگر از بدن ، تشنج