تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التجارب ( طبع جديد ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
اكحل فرموديم پس از آن بدين تدابير مذكوره از حقنه و غيره مدتى عمل مىنمود و ضماد محلل مىنهاد و بعد نضج همراه بول خون بگشود و چندين روز چنين بود و صحت يافت . و آنجا كه جراحت در درون محقق باشد از سجح و غيره و از بيرون اثرى ظاهر نباشد ، علاج آن هم به حقن‌هاى مناسب كنند و به خوردن مصلحات و جدوار و فادزهر حيوانى و موميايى را اصلاح در اورام و جراحات باطن اثرى تمام است . و آنچه خار و سوزن و امثال آن در آن مانده باشد ، آهسته آهسته آن را ببايد شكافتن و بيرون آوردن و اگر سخت در غور باشد و از شكافتن جراحتى بزرگ مىافتد ، دواهايى كه به خاصيت جذب مىكند آن‌ها را بر آن محل بايد بستن مثل اشق در انگبين سرشته و زراوند مدحرج اندر انگبين سوده و بيخ نى تازه كوفته تنها و يا با عسل آميخته و برگ خشخاش سياه و برگ درخت انجير با پوست جو كوفته و باهم نيكو سرشته و بزر البنج با قلقديس سوده و تر كرده و پياز نرگس كوفته و ضفدع سبز مسلوخ و سنگ مقناطيس درست جهت سوزن و جگر سام ابرص و سرطان تازه كوفته و انفخه حيوانات و سر جانورى كه آن را غطا گويند با بعضى از اين دواها آميخته قوى است و كلهء هماى كوفته و نشارهء عاج جهت جذب استخوان هم نافع آيد . و بسيار باشد كه آن محل جراحت بعد يك روز پخته شود و چون سر آن را گشاده دارند و بفشارند آنچه در او مانده باشد بيرون آيد با اندك ريمى و به ديگر علاجى احتياج نيفتد . اما بعد از آن زخم را از رسيدن آب نگاه بايد داشتن . و آنجا كه پيكان و تير و امثال آن به عضوى اندر مانده باشد ملاحظه بايد كردن اگر در عضوى شريف مانده است مثل دماغ و شش و جگر و مثانه و امعا و اشباه آن و علامات بد ظاهر نباشد به احتياط تمام بايد كشيدن و جراحت به دستورى كه معلوم شد علاج كردن و مع ذلك بسيار بود كه پيكان را كشيدن اضرّ باشد از گذاشتن ، به سبب اينكه نيك پيدا نباشد و پيكانى ناهموار بود و در عضو غور كرده باشد و جاى گرفته و بسيار وحشتى نمىرساند . و چندين حيوان كوهى و دشتى را ديده‌اند كه پيكان در اعضاى ايشان رسته بوده و كهنه شده و از آن مضرتى نداشته‌اند مطلقا . و بعضى سپاهيان را هم ديدم پيكان در تن ايشان بود رسته شده و دغدغه نداشته‌اند و ليكن سوزن را تا ممكن بود نبايد گذاشتن كه آن به حركت صاحب حركت مىكند و از عضوى به عضوى مىرود و ممكن است كه ناگاه به عضو شريف رسد و مهلك بود . و بسيار باشد كه درمانده را از مدخلش نتوان برآوردن از محل ديگر كه بدان نزديك بود و كم آفت باشد ، بايد شكافتن و پيكان و غيره را بايد بيرون آوردن . و اگر در نزديك باشد و در كشيدن آن كوفت بسيار مىرسد از دواهاى قوى مذكور چون مقناطيس و ضفدع و اشباه آن بستن تا به آهستگى جذب آن بكند . و اگر در استخوان محكم شده باشد و در كشيدن دشوار بود استخوان حوالى آن را به مثقب ببايد سفتن تا آسان برآيد به شرطى كه محلى نباشد كه عصبى يا زخمى يا وترى يا غشايى يا عضوى شريف را بدان فعل ضررى نرسد و نخست مثقب كردن را از گوشت و ديگر موانع خلاص بايد كردن ، آن‌گاه سوراخ كردن و اگر به مدد دوا با نهادن و آهسته آهسته جنبانيدن و مدارا امكان بيرون آوردن باشد ، دستكارى ديگر نبايد كردن و اگر چه از آن به رنج باشد و تغيير اين احوال براى جراحان مجرب منوط است .