سگ هم دوزند و آن كمتر از اين دو و بيشتر از ريسمان و ابريشم موم داده ماند .
و طريق وصل به كله مور چنان بود كه هر دو لب جراحت روده را به هم گيرند و دهن مور بزرگ را بر آن نهند تا نيك بگيرد هر دو طرف را و در آن حين گردن مور را دفعه جدا سازند تا كله او بماند آن را گرفته و همچنين چنانكه بايد مىنهند .
حكايت : و من ديدم شخصى را كه در جنگ تيرى در شكم خورد و تير در شكم او شكست و جراحان نتوانستند بيرون كردن و بعد چهل روز تقريبا پارههاى چوب تير با براز از وى بيرون آمد و بعد از آن پيكان هم با براز بيرون آمد و آن شخص زيست بىآنكه روده آن را بدوزند و اين عظيم عجيب است .
و مريض مىبايد كه بعد وصل مذكور ، مطلقا از تعب و آواز بلند كردن و حركت قوى و پر خوردن و بادانگيز خوردن و آب بسيار خوردن و چيزهاى قابض و تيز خوردن حذر كند به غايت . و هر روز شربتى از موميايى آزموده در آنچه مناسب باشد مىخورد . و اگر از زخم خونى به درون شكم رفته باشد در اول حال چيزى كه مانع بسته شدن خون بود در باطن مثل گل مختوم و بلبوس اندر سركه پخته و قنطوريون كبير يك درم هر صباح به كار مىدارد . و از چيزهايى كه مجمد خون باشد از موميايى و فادزهر و مائىها و سردىها و ترشىها قابض حذر كند . و بعد دوختن روده اصلاح پوست كنند . و اكثر آن باشد كه پوست شكم برويد و ديگر پردهها نرويد و روده از آنها بيرون آيد در عقب پوست و همچو فتقى پديد آيد .
و آنچه بر عصب و اوتار و عضله افتد چون الم آن صعب بود و آفت آن زود به دماغ رسد نخست تسكين درد و كوفت بايد كردن به طلاى روغنهاى مناسب گرم كرده و ضماد آرد كرسنه و آرد نخود و آرد باقلا و آرد ترمس تلخ و پوست جو اندر سكنجبين كمترشى سرشته و گرم كرده و تا درد تمام تسكين نگيرد علاج خاص جراحت نشايد كردن ؛ زيرا كه آماس كند و تب و تشنج حادث گردد و عصب بپوسد و اندر آن خطر عظيم باشد .
و در حين تسكين دادن درد ، تدبير منع ورم بايد كردن و همچنين تدبير منع عفونت عصب و وتر چه از آماس ، تب و تشنج و اختلاط عقل پديد آيد و از پوسيدن عصب و وتر حركت عضو بر طرف شود .
و طريق تدبير آن بود كه طبيعت را نرم دارند و عضو را از ادراك هواى سرد حفظ كنند و از غذاهاى غليظ و بادناك و از امتلاء حذر فرمايند و هيچچيز كه طبعى غالب و كيفيتى زايد داشته باشد خصوصا سردى بالفعل به محل مؤف نرسانند و سر جراحت را گشاده دارند تا زرداب و ريم پالوده شود و غور نكند و هر روز چند نوبت مىگشايند و باز پاك كرده مىبندند .
و آنچه از مسكنات وجع مذكور شد اكثر منع آماس نيز كنند و فصد مناسب بود . و آنجا كه آماس پديد آيد غذا را كم سازند و تدابير كه در خطاى فصد گفته شده به كار مىدارند و بالجمله ضماد خراطين تازه كوفته گرم كرده مفيد بود و همچنين طلاى روغن زيت گرم كرده هر روز چند نوبت و همچنين انار درست در سركه پخته و با روغن زيت گرم نيم سوده .
بيان ضمادى كه جالينوس اندر اين باب فرموده است : قلقديس يك درم و ربعى ، زاج نه درم و نصف و ربع درهمى ، توبال نحاس دو اوقيه دو درهم و نصف درهمى ، قشار كندر يك اوقيه و نصفى ، مازو يك اوقيه ، موم هفت اوقيه ، زيت نه اوقيه ، سركه خمرى دو رطل بغدادى و ربعى ؛ جمله ادويه كوفتنى را ده روز اندر
خلاصة التجارب ( طبع جديد ) — صفحة 332
مساهمون: بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
ص٣٣٢