اذية مىكند پس چون در بدن بمالند و از رهگذر مشام داخل بدن شود طبيعة براى دفع او رطوبات بدنى را تحريك مىدهد جهة دفع اذيه همچنانكه اگر وجعى يا تفرق اتصالى واقع شود مواد بسيار براى اصلاح بجاست از وجع اماله كند همچنين وقتى كه زيب در بدن نفوذ كند طبيعة جهة دفع اذية تحريك مواد مىكند و ازينست كه رگها بر خواسته مىشود و رنگ ز جا بر مىآيد و عرق بسيار مىآيد براى دفع ان اذية و چون ان اذية عام است تحريك عامه مواد مىكند و اين هنگام مواد مرض مغموز و مستهلك در باقى مواد مىشود و ضرر و اذية او مستدفع مىشود بلكه جملگى صالح مىشوند و با اين حال اين سال نيز هست كه بواسطه انزعاج طبيعة براى دفع موذى و برانگيزانيدن ارواح و اخلاط حرارتى ناشى مىشود زياده بر قدر طبيعى و مواد متحركه نيز از حركت حرارتى اكتساب مىكنند و اينچنين حرارت را نشان از اينست كه متخلخل سازد مواد متحجره را و چون متخلخل شود در او نفوذ كند اين مواد حاده بحرارت ذاتى و مكتبى و لامحاله صلابة و تحجر
آتشك ( فارسى ) — صفحة 30
مساهمون: عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى
ص٣٠