نيامده [
b
325 ] باشد .
اگر خارپشت بگيرد و بسوزاند « 1 » و بر ريش نهند درست شود .
و اگر به روغن بپزند و آن روغن بر جايى مالند كه موى از آنجا شده باشد هرگز باز نرويد .
و هركه خارپشتى به روغن ياسمن بجوشاند و از آن روغن در موى مالد از هركه حاجت خواهد بيابد .
شكنبه : اگر كسى را بول گرفته باشد و شكنبهء خارپشت بريان كرده بخورد شفا يابد .
زهره : زهرهء او با كافور در بينى خداوند درد سر افگنند شفا يابد .
و اگر زهرهء او بسايند و بر سر خفاش بگدازند به شير سگ ، پس بسايند تا مانند عمل شود و طلا كنند كه هرگز از آن اعضا موى نرويد .
گوشت : گوشت او خوردن سود كند درد جگر را و پهلو را و باد كه از سردى باشد .
و اگر از گوشت او بريان كرده كودك را دهند در بستر نميزد ، و خوردن آن سود دارد جذام و پيسى و سپرز را . « 2 » / 67 /
دست و پاى : اگر چهار دست و پاى او بر چهار دست و پاى كسى كه نقرس باشد ببندند سود دارد و بايد كه به زنده ببرند .
و اگر بر خداوند تب لرزه آويزد شفا يابد .
مغز : مغز او بسايند و بر سر آماس رسيده كنند سود دارد ، و مغز هندوئى قويتر [ بود ] .
پوست : پوست او بسوزانند و بسايند و با عسل طلا كنند داء الثعلب را سود دارد و موى برآورد .
پيه : اگر پيه او بر پارهء پشم اندايند و در ميان خانه بنهند هرچه در آن خانه كيك باشد همه گرد آيند ، و اللّه اعلم .
موش
اگر جايگاهى موش بسيار باشد خاكستر بلوط در آن خانهء ايشان كنند همه بگريزند .
و اگر يكى را بگيرند و خصى كنند جمله بگريزند .
هامش
( 1 ) . كذا در اصل .
( 2 ) . اين دو سطر در « م » نيست .