و اگر يكى را بگيرند و از ميان خانه بياويزند باقى همه بگريزند .
اگر كسى را داء الثعلب باشد موش بسوزانند و خاكسترش به دود چراغ بسرشند و بر جاى داء الثعلب كنند سود دارد .
و اگر كسى را مار بگزد موش زنده به دو نيم كنند و به گرم بر آن نهند سود دارد .
و اگر خون او با زاج سياه اندر پيسى و بهق مالند سود دارد .
و اگر خون او خشك كرده بر جايگاه زخم كارد نهند و شمشير ، سود كند .
و اگر خون او بر زخم كژدم گزيده مالند سود دارد .
سرگين : سرگين او دانگى سنگ به خويشتن برگيرد و دود كند قولنج / 68 / بگشايد ، و اين مجرب است .
خايه : خايهء موش اگر زن بخورد آبستن نشود .
ناخن : اگر ناخن ده انگشت آن كس كه ناخن چيده باشد با گلاب در پوست موش كنند و بر رهگذر « 1 » آن كس دفن كنند كه خواهد ، آن كس بر وى عاشق شود .
جگر : جگر موش نر به خورد خداوند درد جگر دهند سود دارد .
سر : سر موش و دندان بر مصروع آويزند درست شود .
دنبال : دنبال او اگر به خداوند درد سر بندند درد ببرد ، و اللّه اعلم .
موش دشتى
موش دشتى [ را ] ( به تازى يربوع خوانند ) .
اگر يكى از آن به چهار پاره كنند و در چهار حد كشتزار بنهند ژاله از آن كشتزار بگردد .
[ و اندرو خاصيت است : ]
خون : خون او بگيرند و آن ساعت كه كودك از مادر جدا گردد در چشم او كشند تيزبين گردد ، و هر كجا كه چيزى پنهان كرده باشند او بيند و بداند . [
a
326 ]
هامش
( 1 ) . ( رهگذر ) .