بيندايند ، سود دارد . / 63 /
كپى « 1 »
كپى جانورى باشد كه بازى كند .
و آدمى بوده است كه صورت مسخ كرده است ايزد تعالى .
و زود آموز بود ، و اندر دريا ازين جنس بسيار يابند .
و شنيدم كه مردى به ميان اين جنس افتاده در جزيرهاى و يكى ازين جنس آن مرد را به خود كشيد و دست بر همهء اعضاى او ماليد تا دست به ذكر او نهاد . چون به ذكر رسيد محكم بگرفت و خويشتن را در پيش او بنهاد و تا با او مجامعت نكرد رها نكرد .
و اندرو حكايت بسيارست ، اما درخور كتاب ياد توان كرد .
و اندرو خاصيت است .
دل : اگر دل او بگيرند و خشك كنند و يك درمسنگ نبيذ درو افگنند و بخورند سود دارد دل را و دلير گردد ، و درد سر را نيك بود .
خون : اگر خون او به خورد كسى دهند گنگ گردد ، و اللّه اعلم .
گربه
گربه جانورى است سخت غريب دوست ، چنانك اگر كسى در خانهاى رود و در آن خانه گربه باشد پيرامن غريب گردد و در كنار او بنشيند و سر درو مالد ، به ضد سگ كه سگ دشمن غريب « 2 » بود .
و چشم او به شب عظيم فروغ دهد .
و گويند كه گربهء دشتى از بوى سداب بگريزد و انسى نيز همچنين .
اگر بينى گربه به روغن و خاكستر بيالايند ديوانه شود . / 64 /
اگر سر او با آب سداب بيالايند همچنين .
و اگر خواهند كه گربه مهمان را صداع ندهد پشت او به روغن [
a
325 ] چرب كنند تا به
هامش
( 1 ) . صفت كپى از نسخهء « م » افتاده است ، پ 140 : ميمون .
( 2 ) . اصل : غريب دشمن .