ليسيدن آن مشغول گردد و آن را « شگال گربه » گويند .
و اندرو خاصيت است .
روميان گويند كه گربه فربه به تنور اندر كند تا بريان شود و بخورد دايم تندرست باشند و دير پير شوند .
شكنبه : يحيى ماسويه گويد هركه شكنبهء گربه يا شكنبهء راسو بريان كند « 1 » و با روغن گاو ديوانه دهند تا بخورد درست شود .
خايه : هركه خايهء گربه بيرون كند و بسايد و به قضيب درمالد با هركه مجامعت كند جز او نخواهد و اين مجرب است .
اگر خايهء گربهء سياه بكوبند و نمك و كندرو و مر بدان كنند و بر سر آتش كنند مار از آن خانه بگريزد .
اگر خايهء گربهء سياه با پيه بز سرخ بر تابه كنند و بگدازند و روغن آن به ذكر مالند و مجامعت كنند زن عاشق مرد باشد ، چنانك بىقرار شود .
دل : دل گربه هركس كه بخورد به شب دلير شود .
و اگر كسى دل گربهء سياه به پوست اندر گيرد و بر بازوى راست بندد هيچ دشمن بر وى ظفر نيابد .
خون : هركس كه پنج قطره خون گربهء سياه از گوش برگيرد و بر غاليه بياميزد و با خود دارد هركه بوى او بشنود محب او گردد .
سرگين : سرگين گربهء سياه زير زنى دود كنند كودك مرده از شكم او بيفتد .
اگر سرگين گربه به خورد ديوانه شده دهند سود دارد و به صلاح بازآيد .
اگر كسى را تب لرزه آيد سرگين گربه با روغن مورد بياميزند و روز تب « 2 » / 65 / به خود اندايد تب ببرد .
اگر سرگين گربهء سياه با نيم مثقال روغن زنبق بياميزند و در بينى كسى كند كه لقوه دارد درست شود .
مغز : اگر مغز استخوان گربه با كيكز « 3 » بياميزد و بپزند و اندر گرمابه گرم بخورند سود
هامش
( 1 ) . اصل : كنند .
( 2 ) . م : تب اربعه .
( 3 ) . كذا در ك و پ 140 ، م : كنگر ( كيكز در كتب لغت و مفردات ديده نشد ، كيكر به معنى خار مغيلان و