و اگر بگذارند و اندر آتش افگنند و بريان كرده بخورند آب پشت بيفزايد و بسيار آورد .
( سرگين ) : و اگر اسبى از اشتر ترسد توبرهء او پر از سرگين اشتر كنند و بر سر اسب كنند ، بامداد تا نيمروز ، پس برگيرند و سرگين بريزند و جو در توبره كنند و به خورد اسب دهند و تا سه روز چنين كنند - كه بعد از آن نترسد .
سرگين بچه اشتر آنگه از مادر جدا شود بردارند و به طعامى دركنند و به كودكى بدخوى دهند تا خوشخوى شود .
سرگين اشتر سود دارد ، نقرس را و عرق النّسا را .
گوشت : اگر كسى گوشت اشتر بسيار خورد بدمهر و خون ريز گردد ، و خورنده را گرمى غالب شود و سردى ببرد .
خون : اگر كسى خون او به گرم در پاى مالد گند پاى ببرد .
اگر خون اشتر با عود خم ميان دو كس بر آتش نهند ، ميان ايشان عداوت افتد .
موى : اگر موى دنبال اشتر مست برگيرند و جايگاهى كه مستان باشند بر آتش نهند ، ميان ايشان عداوت باشد و جنگ .
بول : اگر بول اشتر به آماس درمالند ، آماس بنشاند .
اگر سر به بول اشتر بشويند سود دارد ريش را . / 54 /
و اگر در گوش چكانند كه آنجا ريش باشد سود دارد .
و نيز سپرز را سود دارد كه درو مالند .
شير : اگر كسى را از بيمارى روى زرد شده باشد و خواهد كه سرخ شود ، شير اشتر به گرم درو مالند نيكو شود .
زهره : اگر زهره به گوش اندر چكانند درد ببرد .
آهو
( از ذوات الظّلف ) هيچ « 1 » پاكتر از آهو نيست و بوى دهن به غايت خوش است .
چنان كه او ( را ) بينند و آواز به دو دهند دنبال بجنباند و آواز مردم او را خوش آيد و از
هامش
( 1 ) . م : هيچ جانورى .