علاج به آب انجير و آب انگبين قى بايد كرد . چون قى افتاد سقمونيا به آب انگبين بايد خوردن تا اسهال كند . چون دارو به كار كرد افسنتين با انگبين بايد خورد . / 337 /
آهك و زرنيخ و صابون
اين همه چون بخورند روده ريش كند و پرخون شود .
علاج آب انگبين و جلاب است ، و اگر نه آب برنج و آب كشكاب و اسبيوش و تخم بوحله ( ؟ ) « 1 » نيز نيك بود بريان كرده با شكر .
ريم آهن و زاج و شب
هر سه زهرست . هركه را دهند شكمش درد كند و سرگردان شود .
علاج آن سركه و گلاب بر سر نهادن است و شكر اندر شير تازه كرده هر زمان مىخورد و مسكه و روغن گاو خوردن نيك بود .
عرطنيثا و جيلاهنگ و كندش
هركه را دهند بيهوش شود و قى آرد ، و عطسه و خوى سرد از تنش آيد ، و صرع و سكته پديد و بسيار علّتها .
علاج آن است كه به شير گرم و روغن گاو همهء اعضا بمالند و ساق پاى و گردنش به روغن گاو ماليدن نيك بود . اگر تشنّج پديد آيد به آب گرم در بايد نشست و تن را به روغن چرب بايد كرد ، و اللّه اعلم .
« 2 » دند و فرافيون و مويزج و آبخوره
كسى كه اينها خورده او را اسهال بسيار افتد .
علاج شير و روغن گاو خوردن نيك بود . و اندر آب سرد نشستن نيك بود ، / 338 / و آب سيب و آب انار و جلاب خوردن نيك بود .
هامش
( 1 ) . م : بحله .
( 2 ) . م : سرشيار و جيل آهنگ و كندس و هونبح هر پنج ( ؟ ) ، از اينجا تا مازريون از نسخهء « ك » افتاده است .