اكنون سير معتدل گوييم .
آفتاب : هرگه كه بطىء السّير بود ( سير ) معتدل او بربط ، و هرگه سريع السّير بود سير معتدل او اابو . پس در تقويم چون بنگرى اگر زيادت و نقصان رفته باشد تقويم خطاست .
ماهتاب « 1 » : سير كمتر او بالحو « 2 » و سير بيشتر او به آع « 3 » ، و اگر بطىء السّير بود و كمتر ازين برود خطا بود . ( و اگر سريع السّير بود و بيشتر ازين برود هم خطا بود . )
زحل : بيشتر سير او هشت دقيقه يا نه دقيقه بود هرگه مستقيم بود ، چون راجع بود ( باشد ) كه هيچ سيرى نكند ، چند روز باشد كه سير مىكند و بيشتر سير او در رجوعش پنج دقيقه باشد .
مشترى : در استقامت بيشترين سير او هشده « 4 » دقيقه باشد ، و چون رجوعش باشد كه هيچ حركت نكند دو سه روز ، غايت سير او در رجوعش هشت دقيقه باشد . / 264 /
مريخ : غايت سير او در استقامت چهل و نه دقيقه باشد ، و در رجوعش باشد كه در روز هيچ سير نكند ، و بيشتر سير او در رجوع سى و چهار دقيقه باشد .
زهره : زهره را در استقامت بيشتر سير او يك درجه باشد و پانجده دقيقه ، و در رجوع بيشتر چهل ( و دو ) دقيقه بود
عطارد : سير مخالف دارد ، و بيشتر سير او در استقامت ده درجه و يك دقيقه بود ، و در رجوع غايت سير او دو دقيقه و يك درجه بود .
* * * و كوكبان « 5 » در وقت راجع و مستقيم شدن باشد كه سه روز هيچ سير نكند ، خصوصا زحل و مشترى كه بطىء السّيراند . آنگه در وقت مستقيم شدن هر وقتى سير ايشان مىافزايد تا به غايت كه گفتيم رسد . آنگه باز نقصان ايستد و روى به رجوع نهد .
و ديگر سير ايشان از هيچ چيز مىافزايد تا به غايت آن رسد كه در رجوع گفتيم . باز
هامش
( 1 ) . م : مهتاب .
( 2 ) . م : باكو .
( 3 ) . م : رع .
( 4 ) . م : هيجده .
( 5 ) . م : كواكب .