روغن نوره « 1 »
موى از اندام ببرد .
و آنچنان توان ساخت كه بيست درمسنگ آهك خالص بردارند و ده درمسنگ نى ارمنى ، و به سه وقيه روغن شيره در آغارند و سه شبانروز دست بازدارند . روز چهارم برگيرند و بر آتش نهند . نرم نرم آتش همى كنند تا روغن از وى جدا شود . آن را در گرمابه يا در تپش آفتاب يا آتش براندايند موى از اندام ببرد و جايگاه ساده كنند . / 234 /
روغن مرداسنگ
موى سياه كند و روشن ( و نيكو ) .
يك وقيه روغن شيره بگيرند و پنج درمسنگ مرداسنگ در آغارند و سه شبانروز دست بدارند . پس آن را بر آتش مىكنند تا روغن از وى جدا شود . پس آن را در گرمابه در موى مالند سياه شود ، و اگر بجز از موى به جايى ديگر رسد سياه و زشت گرداند . / 235 /
هامش
( 1 ) . ك : بوره .