موى
هر كرا موى نرم بود خوى زنان دارد .
و هر كرا موى درشت بود مردانه بود .
هر كرا موى بر سينه بسيار بود دلير و زورمند بود .
و هر كرا بر گلوى موى بسيار بود آن كس احمق بود .
و هر كرا موى سر اندك بود آن كس شادخواره « 1 » بود ، و هر كرا بسيار بود مساعد بود .
چشم
هر كرا چشم بزرگ بود غافل و جاهل بود .
و هر كرا چشم فراخ بود و ازرق بسيارگو باشد و زشت خوى .
و هر كرا چشم ميشگونه بود خوشخوى بود .
و هر كرا چشم خرد بود بدنام و بىننگ بود . « 2 »
موى ابرو
هر كرا موى ابرو سياه بود هميشه اندوهگن و غمخواره « 3 » بود .
و هر كرا موى ابرو كمتر بود آن كس دروغگوى و زشتخوى و خرد « 4 » همّت بود .
بينى
هر كرا بينى بزرگ بود بدفهم بود . / 238 /
و هر كرا بينى كوچك بود جنگجوى بود .
هر كرا بينى دراز بود و باريك حرب دوست بود .
و هر كرا بينى پهن بود دزد و پليد همّت بود . « 5 » [
a
353 ]
هر كرا بينى كژ « 6 » بود جاهل و كاهل بود و متكبر و حسود .
هامش
( 1 ) . م : شادخوار .
( 2 ) . اين مطلب در « م » نيست ، در صحت ضبط « ك » جاى شك است .
( 3 ) . م : غمخوار .
( 4 ) . سست .
( 5 ) . اين مطلب در « م » نيست .
( 6 ) . م : كج .