تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣

قضيب

قضيب قوى و موى زهار و رگها برو خاسته « 1 » دليل است بر مزاج قوى . / 236 /

تن

اگر تن مردم درشت بود دليل بر محكمى طبع او [ بود . ] و اگر نرم بود طبعش رقيق دليل كند . « 2 » و هر آن كس « 3 » كه سخن به شتاب گويد دليل است ( بر ) گرمى گوهرش . و هر كس كه سخن چون زنان گويد طبعش قوى « 4 » دارد .

آواز

هر كرا آواز تيزتر « 5 » بود و باريكتر « 6 » طبعش خشكى دارد . هر كرا آواز گران و فحل بود طبعش به قوّت باشد . و هر كرا آوازش به مرغان ماند و بسيار گويد ضعيف بود . و هر كرا آواز ( بلند بود ) جنگ دوست دارد . هر كرا آوازش باريك بود بدانديش و دون همّت ( بود . )

لون

اگر لون مردم سپيد « 7 » بود و رصاصى « 8 » مزاج او سردى دارد . و اگر لون او سرخ بود مزاج او گرمى دارد . و اگر لون او و رويش « 9 » سياه ( و ) زرد باشد آن كس گران و سودايى بود . و اگر لون او صافى بود طبع او لطيف بود . و اگر رويش سرخ و سپيد بود آن كس به اعتدال بود . / 237 /
هامش
( 1 ) . م : برخاسته . ( 2 ) . م : دليل كند كه طبعس رقيق است . ( 3 ) . م : مردى . ( 4 ) . م : ترى . ( 5 ) . م : تيز ، باريك . ( 6 ) . همان . ( 7 ) . م : اسفيد . ( 8 ) . ك : رماستى ( ؟ ) . ( 9 ) . م : لون رويش .