ريحان سليمان « 1 » : بواسير را سود دارد .
رجل الغراب : سودمند بود قولنج را .
رجل الجراد : سود دارد تب گرم را .
رطبه « 2 » : گرم است . آب پشت بيفزايد تخمش ، و اندر معجونها به كار شود .
ريوند : گرم « 3 » است . نيك بود جگر را و معده را و شكستگى و زخم سپيده را .
رماد : گرم است و خشك و سوزنده . آماسها را بنشاند . « 4 »
ش
شفقند : گرم و نرم است . درد پشت را و زهار را نيك بود .
شقاقل : آب پشت بيفزايد ، و گرم و نرم است .
شير « 5 » : گرم و خشك است . آب زرد از شكم براند .
شيرخشت : سرد و نرم است و شكم نرم كند و صفرا را نيك بود .
شير ازرق « 6 » : نيك بود ظلمت چشم را و درد شقيقه را كه از سردى بود .
شيطرج « 7 » : گرم است . بلغم را نيك بود و درد بندها [ را ] سود دارد ، و اگر طلى كنند پيسى و بهق ببرد . / 222 /
شاهترج « 8 » : گر را سود دارد ، خاصّه كه با هليله بود .
ت
تمر هندى : نيك است صفرا را ، و سردست .
تربد : گرم است بلغم را ، و خام باد را نيك است .
توتيا : چشم تر گرداند و خشكى ببرد . « 9 »
هامش
( 1 ) . م : سلمان .
( 2 ) . م : پ 140 : رطيه .
( 3 ) . م : سرد .
( 4 ) . م : بگشايد .
( 5 ) . م : شبر ، پ 140 : شبرم .
( 6 ) . م : شراذرق .
( 7 ) . م : شيطر .
( 8 ) . م : شاهتره .
( 9 ) . مطلب مربوط به تربد در « م » براى توتيا آمده است ، و برعكس .